اين سرهنگان جايى براى استقرار ايشان تعيين مىكنند . بر همهء بارهاى خواربار نظارت مىنمايند و بىدستور آرپا - امينيها به آنها دست نمىزنند ، و تا هنگامى كه خواربار از راههاى ديگر فراهم نشده است ، به توزيع بارهاى رسيده نمىپردازند . ولى زمانى كه راهها بسته و به خواربار نياز باشد ، كارگزاران اردو نزد رؤساى سررشتهدارى اردو مىروند و مىگويند كه فلان ناحيه نيازمند گندم و جو است و اين سالاران سررشتهدارى يك يا چند تن از ناظران را با اتباع و ملازمان خود نزد كارگزاران مىفرستند ، يكى از منشيان خود را نيز همراه ناظران مىكنند - گاه يكى از سران يساولان « 1 » نيز با آنان همراه است - خواربار را كارگزاران در بازار با بهايى كه برايش تعيين كردهاند به معرض فروش مىگذارند ، و بدينگونه آن را به سررشتهدار مىفروشند . حساب كالايى كه فروخته و پولى را كه گرفتهاند بدقت نگاه مىدارند تا نيرنگى به كار نرود . پس از فروش خواربار پول آن را توسط ناظر به مردم محل حواله مىكنند و رسيد مقدارى را كه فروخته و پولى را كه حواله كردهاند دريافت مىدارند . هنگامى كه ناظر حمل غله به شهر و محل خود مىرسد پول را به مردم مىدهد تا به نسبت مقدار خواربارى كه هركس به اردو تحويل داده است در ميان خود تقسيم كنند . و از آنجا كه چنين نظم و ترتيب پسنديدهاى برقرار است تهيهء نيازمنديها آسان است . براى كسانى كه نديدهاند باورنكردنى است و مشاهدهء عدهء بيشمارى شتر حامل خواربار باورنكردنى است - بويژه در نبردى كه با اوزون حسن روى داد و سلطان عثمانى فرمان داد كه گذشته از دستمزد عادى سپاهيان سه ماه مساعده يعنى يك چهارم مواجب آنان ، به نسبت درجاتى كه داشتند ، پرداخت شود . وى به صندوقداران كه كار پرداخت درآمدها را برعهده داشتند نيز كمك كرد .
هامش
( 1 ) .Seneschals of the Caump