مىيازند . كسانى كه به دنبال اين كسبوكارند در همهء موارد از لطف و حمايت مقامات دولتى برخوردارند تا بتوانند وسايل رفاه اردو را فراهم سازند . از اينرو در تمام مدتى كه اردوگاه برقرار است اگر دشمن راه را نبسته باشد نعمت فراوان است .
هنگامى كه فرمانرواى عثمانى مىخواهد به جنگ دشمن برود و از قلمرو خود خارج شود و خواربار فراوان نيست و به آسانى بدست نمىآيد بر آن مىشوند كه راه معينى را در پيش گيرند ، چنان كه در هنگامى كه سلطان عثمانى به جنگ اوزون حسن مىرفت وارد روستاها شديم و از مرزهاى آناطولى به مسافت ده روز راه دور افتاديم . تا سه ماه وسايل ارتباطى خالى از خطر با مرز عثمانى قطع شد ، چندانكه جمسلطان فرزند سلطان عثمانى كه ادارهء امور مملكت را در قسطنطنيه به او سپرده بودند بيش از چهل روز از پدر و لشكر او بىخبر ماند . سرانجام شايع شد كه ما همه شكسته و تارومار شدهايم . جم اين شايعه را باور كرد و كوشيد كه فرماندهان دژها و ديگر كارگزاران كشور را هوادار خود كند و سلطان عثمانى از شنيدن اين خبر چنان رنجيد كه مشاوران و رايزنانى را كه چنان راهى به جم نموده بودند كشت : نام يكى از اين رايزنان سليمان « 1 » و ديگرى نظيف بيگ « 2 » بود .
بارى هنگامى كه لشكر عثمانى از مرز دور و وارد خاك دشمن مىشود و به خواربار نياز مىيابد اين آرپا - امينيها وظيفه دارند كه به دورترين نقطهء قلمرو سلطان خود كه در آنجا غله فراوان سراغ دارند كس بفرستند و به مردم هر شهر فرمان دهند كه فلان تعداد شتر بار گندم و جو به لشكر بفرستند . اين شهرها با حومههاى خود بايد فرمانبردار باشند و آن مقدار گندم و جوى كه تعيين شده است براى ناظران خواربار بفرستند . از اين گذشته بايد توشه كافى براى سربازان و چهارپايانى كه خواربار لشكر را حمل مىكنند فراهم سازند تا از برگى كه به فرمان سرداران لشكر تهيه كردهاند چيزى كاسته نگردد ، و هنگام توزيع خواربار همان مقدار كه دستور دادهاند حاصل شود و گرنه مردم آن شهرها سرزنش مىبينند و زيان مىبرند . هنگامى كه اين ناظران در موعد معين به اردو مىرسند خود را به زيردستان سرهنگان سررشتهدارى اردو كه پيش از اين ياد كردم مىشناسانند و
هامش
( 1 ) .Carestra Solciman( 2 ) .Nasufabegeشايد نصوح بيگ بوده است . - م .