راه نيست . ازاينرو از نظر [ شاه ] اسماعيل چنين مىنمود كه به جهت نزديكى تبريز به خوى خواهد توانست خود را به ميدان نبرد برساند . بدين سبب به سردارانى كه پيش از اين نام بردم صريحا فرمان داد كه منتظر باشند تا او با نيروهاى تازهنفس برسد و به اتفاق هم دشمن را عقب برانند . با اين همه اندكى پس از عزيمت اسماعيل به جانب تبريز لشكر عثمانى با آرايش جنگى در بيست و چهارم اوت از راه رسيد و در دشتى كه به چالدران معروف است گسترش يافت ؛ و در اينجا بود كه ايرانيان نيز اردو زده بودند .
ايرانيان چون ديدند كه دشمن با چنين گستاخى رفتار مىكند و آنان را به جنگ برمىانگيزد از تاختن بر او خوددارى نتوانستند كرد ، بخصوص كه در گذشته در سايهء عنايت بزرگترين پادشاهان مشرقزمين آن همه نبردها كرده و پيروز شده بودند . از اين گذشته شب قبل ، چندين دسته سوار از تبريز آمده و به آنان پيوسته بودند و عدهء سپاهيان ايران را بر روى هم به بيست و چهار هزار تن رسانده بودند . پس لشكر ايران به دو ستون عظيم تقسيم شد ، كه فرماندهى يكى را خان استاجلو و ديگرى را ساروپيره بر عهده گرفت . همينكه شيپور جنگ زده شد دليرانه بر دشمن تاختند . خان استاجلو كه پيشاپيش همه بود بر سپاه آناطولى « 1 » چنان جانانه تاخت كه صفهايشان درهم شكست و براستى تارومار شدند . ايرانيان از عثمانيان چنان كشتارى كردند كه در آن بخش از آوردگاه بر دشمن پيروز شدند ، جز آنكه سنان پاشا به يارى آن گروه برخاست و افواج قرهمانى را به پيش راند و به جناح لشكر ايران حمله كرد و ستون شكستخوردهء عثمانى را كه مىخواستند فرار را بر قرار ترجيح دهند دوباره گردآورد و به پيش راندند . ايرانيان در برابر سنان پاشا مقاومت كردند و همچنان دليرانه پاى فشردند و حتى پس از آنكه ستون خان استاجلو درهم شكست ، جانانه جنگيدند .
ساروپيره چون ديد كه قرهمانيها موقع خود را تغيير دادند و بر خان
هامش
باستانى واقع در كرانهء ارس اندكى در جنوب ايروان است » . و اما آرتاكساتاArtaksata: « شهر باستانى ، پايتخت قديم ارمنستان بر ساحل چپ رود ارس ، در 27 كيلومترى شهر ايروان ، در ارمنستان كنونى ، در 58 ب . م به دست كوربولو سردار رومى ويران شد » . ( دايرة المعارف فارسى ) . - م .
( 1 ) .Natolia