لاى « 1 » از ميان سرزمين ارزنجان به پيش تاخت . اسماعيل كه در تبريز بىلشكر منظم خود بسر مىبرد - زيرا لشكر سرگرم محاصره كردن سمرقند بود - چون اين خبر بشنيد باشتاب نيروهاى ديگرى گرد كرد و پس از جمعآورى لشكرى نسبتا نيكو دو تن از دليرترين سرداران خود را بر آن گماشت كه نام يكى استاجلو « 2 » و نام ديگر ساروپيره « 3 » بود و ايشان را به جنگ سليم فرستاد تا با زد و خورد كردن با دشمن از پيشرفت او مانع شوند و شاه بتواند قواى كافى براى وارد كردن ضربت در ميدان جنگ و مصاف دادن با خصم گردآورد . اين لشكر عبارت بود از پانزده هزار سوارهنظام كه همگى سپاهيانى زبده و باصطلاح گل سرسبد مردم ايران بشمار مىرفتند ، زيرا در ميان شاهان ايران رسم نيست كه در هنگام جنگ سپاهيان مزدور بگيرند ، و تنها به لشكر آماده به خدمتى كه نگهبانان شاهى « 4 » خوانده مىشوند مزد مىدهند . ازاينرو نجيبزادگان ايران كه خوب تربيت شدهاند و توجه بسيار به سواركارى دارند ، به هنگام ضرورت به طيب خاطر به جنگ مىروند و هريك به نسبت توانايى خويش عدهاى سرباز كه اسب و سلاحشان به خوبى اسب و سلاح سروران ايشان است با خود به خدمت شاه كمر مىبندند . با اين همه هرگز به اين كار دست نمىزنند مگر در مواردى كه بخواهند از ميهن خويش دفاع كنند . حال آنكه اگر سپاهيان ايران مانند عثمانيان مزد مىگرفتند ، شك نيست كه لشكر عثمانى بمراتب بهتر و برتر از لشكر عثمانى بود . اين حقيقتى است كه همهء كسانى كه با اين دولت سروكار داشتهاند به آن توجه كردهاند .
بانوان ايرانى همراه شوهرانشان مسلح به جنگ مىروند و شريك سرنوشت ايشان مىشوند . مانند مردان مىجنگند ، بدانگونه كه آمازونهاى « 5 » روزگار باستان نيز در جنگ چنين هنرنماييهايى مىنمودند .
هامش
( 1 ) .Lai- ايريسIris( قزل ايرماق ) .
( 2 ) .Stacalu Amarbei. اين استاجلو همان مراد خان استاجلو است اما مراد بهطور مغلوبAmarbeiدر متن آمده است .
( 3 ) . در متنAurbec Samperكه منظور همان ساروپيره مذكور در احسن التواريخ روملو است .
( 4 ) . در متنPorta. [ - درگاه ، باب ] ، در ص . 252 نيز آمده است .
( 5 ) .Amazon« در افسانههاى يونانى قبيلهاى از زنان كه هيچ مردى را به سرزمين خود ( در آسياى صغير ) راه نمىدادند و وقت خود را به شكار و نبرد مىگذراندند . . . » ( دايرة المعارف فارسى ) . - م .