كاترينو را مسكن ندهد ، و به هيچ روى او را پذيرايى و يارى نكند . با اين همه اندرئا اسكارانلى « 1 » كه يكى از اتباع درستكار جمهورى ونيز بود بىآنكه دربارهء كيفرى انديشد كه ممكن بود دامنگيرش گردد هوادارى از دولت ما را ارزندهتر از جان و مال خود شمرد و شبانگاه پنهانى با زورقى به كنار كشتى آمد و پس از اداى مقصود و مقصد خويش سفير را برداشت و سلامت به ساحل رساند و وى را در خانهء خويش پنهان كرد . كاترينو چون ديد كه سيم و زر ندارد سخت دچار زحمت شد ، اما يكى از چاكرانش به نام مارتين وى را به اصرار فراوان وادار كرد كه او را از راه مزايده بفروشد و پولش را خرج كند . كاترينو اين همه آزادگى و وفادارى را ستود و چون از بىچيزى و نيازمندى بجان آمده بود آن مرد را همچنانكه پيشنهاد كرده بود از راه مزايده فروخت و پولى را كه از اين راه بدست آورد به مصرف رساند . اين نمونهء نادرى است از خادمان باوفا و روراست ، كه آن را بايد با آنچه در روزگار باستان روى مىداده است سنجيد ، روزگارى كه گفتهاند چاكرانى چنان وفادار بودهاند كه براى نجات جان خواجگان خود حاضر بودهاند كشته شوند . با اين همه جمهورى ما از قدردانى از مردى كه چنين خدمتى به يكى از اتباع بسيار شايستهء ونيز كرده بود غافل نماند و علاوه بر پرداخت فديهء او مستمريى دربارهاش برقرار كرد تا مايهء معيشت خود كند و اين نمونهاى است براى ديگران تا ارزش خدمت و ابراز وفادارى به دولت را دريابند .
كاترينو از كافا نامههايى به دولت معظم ونيز نوشت و در آنها همهء وقايع جنگهاى اخير را بيان كرد و گفت كه چگونه اوزون حسن او را با مأموريتهاى پنهانى نزد پادشاهان فرنگ فرستاده است تا ايشان را به جنگى جانانه عليه دشمن مشترك برانگيزد ، زيرا شاه بر سر آن است كه در آغاز بهار با همهء قواى ايران به جنگ با عثمانى دست يازد و بار ديگر بخت خويش را در آوردگاه بيازمايد . مضمون اين نامهها براى حكومت ونيز سخت پذيرفتنى بود . زيرا حاكى از خبرهايى بود كه تا آن هنگام از هيچ منبعى نرسيده بود . اما چون شنيدند كه جوزافا باربارو هنوز به ايران نرسيده است بنابر مأموريتى كه او هنگام قبول سفارت پذيرفته بود ، رها كردن جانب
هامش
( 1 ) .Andrea Scaranelli