تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
ايشان را به زندان افكند ، و پنهانى در جاهايى معين آنها را خفه كرد . با اين تمهيد به آسانى بر آن سرزمين كوهستانى مسلط شد و همهء مردم را اسير كرد و به يونان فرستاد ، و به جاى آنان ديگران را ساكن آن مرزوبوم كرد . در زمانى كه اين وقايع در خطهء قره‌مان روى مىداد اوزون حسن كه در عرض مدتى كوتاه ، نخست سعادتى عظيم يافته و سپس بخت يكباره از او برگشته بود ، به سبب عقب‌نشينى اخير خود سخت پريشان‌خاطر بود . زيرا طى ساليان دراز اين شهرت را حاصل كرده بود كه شكست‌ناپذير است . اكنون با يك ضربت دشمن اين شهرت و آوازه ناپديد شده مىنمود . ازاين‌رو دو سفير ، يكى لهستانى و ديگرى مجارستانى را كه در دربار او بودند هر دو را مرخص كرد تا شاهد شوربختى او نباشند و از اين راه بر ادبارش نيفزايند . « 1 » و از آنجا كه بزرگترين مايهء اميدش شاهزادگان مسيحى بودند و چون مىديد كه سود ايشان سود اوست كاترينو را با نامه‌هايى كه به پادشاهان فرنگستان نوشته بود گسيل كرد تا از ايشان يارى جويد و در وجود خطرى كه هر دو طرف را تهديد مىكرد اصرار ورزد و بگويد كه او اساسا به تحريك و تشجيع جمهورى ما و ديگر دولتهاى مسيحى با عثمانى پيكار جسته بود . بدين‌گونه همهء سفيران دسته‌جمعى از دربار شاه به راه افتادند و كاترينو از آن دو جدا شد تا به سفر خود ادامه دهد و به سالواتوپولو « 2 » واقع در درياى اعظم « 3 » آمد و از آنجا عبور كرد و به كافا درآمد و در اين دريانوردى سوار كشتى مردى شده بود از مردم جنوا كه نامش لوگى دا پوتزو « 4 » بود و اين شخص چون در اثناى راه شنيد كه كاترينو سفير ونيز در دربار اوزون حسن بوده است خواست او را به قسطنطنيه نزد سلطان عثمانى برد ، زيرا كافا تابع و خراجگزار عثمانى بود . ازاين‌رو مردم شهر اعلاميه‌اى صادر و مجازات شديد معين كردند تا كسى
هامش
( 1 ) . چنين مىنمايد كه بر خلاف آنچه نويسندهء ونيزى مىخواهد در ذهن ما رسوخ دهد ديگر پادشاهان مسيحى يكباره چنان كوردل نبودند كه از محاسن و مزاياى اتحاد با ايران غافل باشند . ( 2 ) .Salvatopolo( 3 ) .Greater Sea. درياى اعظم ، مديترانه يا درياى سياه است . اصطلاح درياى اعظم در شعر سعدى نيز آمده است :شنيدستم كه در درياى اعظم * / به گردابى درافتادند با هم . . .( نوايى ) ( 4 ) .Lugi da Pozzo