داد . »
اين پاسخ چنان در مردم كارگر افتاد كه كسى نبود كه جان خود را در راه اوزون حسن بر كف ننهد . چون خويشتن را محبوب همگان ديد جهانشاه را با چارهگرى به دشت ارزنجان « 1 » كشاند و در آنجا با وى پيكار و حريف را اسير كرد و پسرش را ، كه فرار بر قرار گزيده و از تبريز نيز گذشته بود ، دنبال كرد .
مورخان ايرانى مىنويسند كه محمد دوم سلطان عثمانى كه مىترسيد اگر اوزون حسن به حشمت و بزرگى برسد ، و روزى به او آسيب رساند خواست از جهانشاه حمايت كند و قدرت از دسترفته را به وى بازگرداند . از سويى اوزون حسن كه منتظر وقوع اغتشاشاتى بود ، فرزند خود اغورلو محمد را كه جوانى نبرده بود به تبريز ، كه مركز ناحيتى بزرگ بود ، فرستاد و از سوى ديگر خود كوشيد تا سراسر ايران را به اطاعت خود درآورد . پس تمام سرزمينى را كه تا درياى هند امتداد داشت مسخر كرد و امپراتورى نيرومندى بنيان نهاد كه حدودش چنين بود : در مشرق رود سند و تاتارستان « 2 » ، در مغرب گرجستان « 3 » و طرابوزان « 4 » و قرهمانيه و سوريه و ارمنستان صغير « 5 » ، در جنوب عربستان و درياى هند ، در شمال درياى باكو . اكثريت مردم كشور اصلى اوزون حسن ، ارمنيان مسيحى و نژادهاى بومى ايرانى بودند . سرزمين او به وسيلهء سلسله كوههاى ممتدى جدا مىشود كه محل سكونت كردها ، مردمى
هامش
( 1 ) . در متنArsenga. ارزنجانErsingan )يا( Erisaنام شهر و ناحيهاى است به همين نام . شهر بر شاخهء شرقى فرات نهاده است و در جنوب ارزروم قرار دارد . از شمال به جنوب دشت باريكى با شيبى ملايم امتداد دارد و مانند آبراههء وسيعى است كه آب كوههاى شمالى و دو كوه ديگرى را كه در دو سو قرار دارد يعنى مزورداغ و كشيشداغ در آن جارى مىشود . از اين گذشته دشت ارزنجان كاملا هموار است و هيچ سنگ و برآمدگى در آن ديده نمىشود مگر چند تپهء مصنوعى در گوشهء شرقى ارزنجان مركز پادگان است و اخيرا سربازخانههاى جديد در آنجا ساختهاند . شهر و روستاهاى اطراف داراى دو هزار خانه يا بنا به محاسبات معمولى شصت هزار سكنه است . خاك اين ناحيه حاصلخيز است و غلات و پنبه و ميوه و هندوانه فراوان ببار مىآورد .
( 2 ) . دامنهء متصرفات اوزون حسن تا اين حد نمىرسيد زيرا حتى پس از آنكه ابو سعيد آخرين شاهزادهء تيمورى را شكست داد حكومت خراسان و هرات و كابل و ديگر نواحى به دست جانشينان همان شاهزاده افتاد .
( 3 ) .Gorgora ?( 4 ) .Trebizond( 5 ) .Lesser Armenia