تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

كتاب نخست

در سال يك هزار و چهارصد و پنجاه 1450 م . [ 853 / 854 ه . ق . ] پس از ميلاد سرور ما عيساى مسيح كه جهانشاه شاه ايران بود ، حسن بيگ « 1 » ( كه خود را به سبب كارهاى بزرگى كه كرده بود اوزون حسن خوانده بود زيرا اين كلمه در فارسى به معنى « مرد بزرگ » است « 2 » ) كه نمىخواست به فرماندهى دژى كوچك خرسند باشد اندك اندك حق ديگر برادران را كه به‌قدر او نيرومند نبودند غصب و دستشان را از ايالاتى كه در زير فرمان داشتند كوتاه كرد « 3 » و ايشان يا به سبب آنكه طبعا مردمى
هامش
( 1 ) . در متنAssimbeo. نولزKnollesحسن بيگ راAlymbeiusخوانده است . ( 2 ) . تازيان او را حسن الطويل خوانده‌اند و اين لغت دليل بر آن است كه قامتش بيش از حد عادى بلند بوده است . باربارو او را مردى بسيار بلندبالا و لاغر وصف مىكند . طويل عربى ترجمهء اوزون تركى به معنى « دراز » است ، نه « بزرگ » . اوزون در تركى اصلا به معنى دراز است نه بزرگ . ( مترجم و محشى انگليسى در يادداشتى كه در پايان كتاب نوشته است چنين مىگويد : « اوزون در تركى به معنى « بلند » است و حق با كاترينو زنو است كه معنى دوم اين لغت يعنى « بزرگ » را در نظر داشته است . تركان مدعيند كه اردشير درازدست از نژاد ترك بوده است زيرا در نظر آنان دستهاى دراز نشانهء قدرت و عظمت است » ) . - م . ( 3 ) . امراى آق‌قوينلو به شرح ذيلند :