به كليساى سانتا ماريا دى گراسيه رفتيم . همچنانكه در پنجشنبه اتفاق افتاده بود در اين روز نيز شوراى پرگادى برپا بود . همچنين وظيفهء خود دانستم كه پيش از رفتن به خانه ، اداى احترامات را ، به پيشگاه حضرت فرمانرواى ونيز بروم و گزارش مأموريت خود را معروض دارم . ازاينرو با همان وضع و هيأتى كه داشتم به شوراى پرگادى رفتم . پس از بجاآوردن مراسم احترام به من فرمان دادند كه به كرسى خطابه برآيم و آنچه گفتنى بود گزارش دهم . من نيز چنين كردم . از آنجا كه حضرت شاهزادهء ما اندكى كسالت داشت و به شورا نيامده بود پس از پايان گزارش از شورا رخصت خواستم و نزد فرمانروا رفتم . از ديدن من سخت شاد شد و من پارهاى از آنچه كرده بودم برايش گفتم .
سپس به خانه رفتم . بيدرنگ به درگاه خداوندى نيايش كردم كه دربارهء من چندين لطف و عنايت فرموده و مرا از آن همه خطرها رهانده و به نزد خانوادهام بازگردانده بود چه بارها اتفاق افتاده بود كه از ديدار مجددشان نوميد شده بودم .
در اينجا سفرنامهء خود را بپايان مىرسانم . شايد مىتوانستم اين كتاب را به بيانى دلاويزتر بنويسم ، اما ترجيح دادم كه حقيقت را چنان كه مىبينيد ساده و بىپيرايه شرح دهم و از آوردن مطالب دروغ كه به سبكى بديع و دلكش تحرير يافته باشد بپرهيزم . اگر مىبينيد كه از ذكر پارهاى از مطالب مربوط به آلمان چشم پوشيدهام شگفتى مكنيد زيرا شرح و تفصيل دربارهء كشورى كه اين همه با ما نزديك است و به خوبى آن را مىشناسيم در نظرم زايد مىنمود .
مختصرى دربارهء قلمرو اوزون حسن
كشور پهناور اوزون حسن محدودست به امپراتورى عثمانى و قرهمانيه « 1 » .
نخستين ولايتى كه به آن مىرسيم تركمنستان « 2 » است كه در حدود ناحيهء حلب « 3 » به سرزمين سلطان عثمانى متصل مىشود .
مقر حكومت ايران تبريز است كه اوزون حسن آن را به مدد بخت سازگار ، و نه با قدرت نظامى برتر ، از چنگال جهانشاه « 4 » درآورد ، و سپس او را به هلاكت رساند .
هامش
( 1 ) .Caramaniaنام قديم كليكيه . - م .
( 2 ) .Turcomania( 3 ) .Aleppo( 4 ) .Iausa