مىزدند مىگفتند كه پنجاه هزار سوار دارد ، اگرچه همهء سوارانش زبده نبودند .
همچنين مىخواستم بدانم كه در جنگى كه اوزون حسن با عثمانيان كرد عدهء سپاهيانش چند تن بودند . به من گفته شد كه گويا بيش از چهل هزار تن در نبرد شركت جسته بودند . اين را از كسانى شنيدم كه خود در آن جنگ پيكار كرده بودند .
اما آنان مىگفتند كه غرض از اين لشكركشى مصاف دادن با عثمانيان نبود بلكه مقصود آن بود كه پيرمحمد فرمانرواى قرهمان را به كشورش كه در تصرف عثمانى بود بازگردانند . اوزون حسن نيز آهنگى جز اين نداشت و كسانى كه جز اين مىپندارند به عقيدهء غالب مردم در اشتباهند . من اين فرصت را داشتم كه همه چيز را بشنوم و بدانم . در اينجا آنچه ديده و شنيدهام بيان مىكنم و از ذكر بسيارى چيزهاى ديگر كه در ضمن بسيار مهم شمرده نمىشوند چشم مىپوشم ، زيرا نمىخواهم كه داستان سفرم پر به درازا كشد .
پايان سفرنامهء ايران
به خامهء آقاى آمبروزيو كنتارينى
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: جوزافا باريارو
ص١٩٦