اين رسم اختصاص به مواردى دارد كه بخواهند احترام فراوان دربارهء سفيران يا ديگران بجاى آرند .
اما چون نوشيدن آن همه مى لاجرعه براى من زياده از اندازه بود ربعى از آن نوشيدم و حضرت دوك كه از خوى من آگاه بود چون ديد كه بيش از آن قادر به ميگسارى نيستم فرمود كه جام را تهى كنند و به من دهند . پس دست آن عاليجناب را بوسيدم و از خدمتش مرخص شدم . بسيارى از بزرگان دربار تا پلكان مرا بدرقه كردند و در آنجا با ابراز دوستى و محبت فراوان مرا در كنار گرفتند . آنگاه به خانه رفتم و هرچند سازوبرگ سفر را همه آماده كرده بودم اما ماركو مىخواست كه پيش از عزيمت با او ناهار بخورم .
در بيست و يكم ژانويه 1476 م . [ 880 / 881 ه . ق . ] پس از آنكه خود و همراهانم در ميهمانى ناهار شاهانهء ماركو شركت جستيم از او رخصت خواستم و همه به سورتمه نشستيم و روبهراه نهاديم . اين سورتمهها يا به اصطلاح آنان « سنى » ها كه تنها بر روى يخ مىرانند به خانههاى كوچك مىمانند ، و يك اسبهاند .
هركس سورتمهء مخصوص به خود دارد كه در آن مىنشيند و هرقدر جامه لازم باشد مىپوشد و اسب را مىراند . اين سورتمهها بسيار سريعند و چنان ساخته مىشوند كه گنجايش خواربار و ديگر چيزهاى مورد نياز را داشته باشند . بطريق انطاكيه يا برادر لودوويكو كه به امر دوك و شكايت و اعتراض ماركو بازداشت شده بود پس از كوشش فراوانى كه به كار بردم آزاد شد . قرار بود كه همراه ما بيايد اما چون ديدم كه به ظاهر بدين كار راغب نيست تنها با كسان خود به راه افتادم .
دوك مردى را گماشته بود كه همراه ما باشد و فرمان داده بود كه در تمام قلمرو به هر منزل كه رسيديم راهنمايى با من روانه كنند . شامگاهان در دهكدهاى بسيار عجيب بيتوته كرديم و با اينكه مىدانستيم به سبب سرماى شديد آن كشورها و مدام عبور كردن از جنگلها رنجها و دشواريهاى فراوان در پيش خواهيم داشت هر مشكلى را به جان خريده و به چيزى جز روز و شب در سفر بودن نمىانديشيدم . از چيزى باك نداشتم چه سخت آرزومند بودم كه از آن مرزوبومها و راه و رسمها بگريزم .
در تاريخ بيست و دوم آن دهكده را ترك گفتيم و پس از آنكه دائم در
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: جوزافا باريارو
ص١٨٨