زمستان چند ماهى در هشترخان مىمانند و در تابستان چون ديگر تاتاران به مراتع سرحدى كوچ مىكنند . هشترخان شهركى است كه در كرانهء ولگا نهاده است . ديوار كوتاهى بر گرد آن كشيدهاند . خانههاى انگشتشمار اين شهر از آجر ساخته شده است اما پيداست كه در گذشتهاى كه بسيار دور نيست داراى چندين ساختمان بزرگ بوده است . مىگويند كه در عهد باستان هشترخان جاى دادوستد فراوان بوده است . و ادويهاى كه به ونيز وارد مىكردهاند از راه تانا و هشترخان بوده است . استنباط من چنين بود كه ادويه را مستقيما از هشترخان به تانا مىفرستادهاند كه مسافت بين اين دو شهر فقط هشت روز است .
در تاريخ دهم اوت 1476 م . [ 880 / 881 ه . ق . ] مصادف با عيد لارنس پاك ، چنان كه پيش ازين گفتم ، هشترخان را ترك گفتيم به شرحى كه بيايد : فرمانرواى هشترخان به نام كاظم خان « 1 » هر سال سفيرى به روسيه نزد دوك مسكو مىفرستد و غرض وى از اين كار بيش از هرچيز دريافت تحف و هداياست .
بارى كاروانى بزرگ از عدهء فراوانى سوداگر تاتار همراه با آن سفير مىروند ، و پارچههاى ابريشمى - كه در گسدى « 2 » تهيه مىشود - و قماشهاى نخى براى مبادله با خز ، پوست ، شمشير ، زين و لگام و ديگر نيازمنديها با خود حمل مىكنند ؛ و چون سرزمين ميان هشترخان و مسكو سراسر استپ است هركس ناگزير خواربار خود را همراه برمىدارد . با اين همه تاتاران به اين امر اعتنايى ندارند ، زيرا پيوسته عدهء بيشمارى اسب با خود مىبرند و هر روز چند رأس از آنها را براى خوراك روزانهء خويش كشتار مىكنند . براستى خوراك هميشگى آنان گوشت و شير است . غذاى ديگر ندارند و كسى با نام نان آشنا نيست ؛ مگر بازرگانانى كه به روسيه رفتهاند . با اين همه ناگزير بوديم كه به نيكوترين وجه در تهيهء خوراك خود بكوشيم . اندكى برنج مىخورديم كه از آميختن آن با شير و خشكاندنش در آفتاب بدست مىآيد و « ثور « 3 » » خوانده مىشود . بسيار سفت و سخت است و طعمش ترش است . مىگويند كه بسيار
هامش
( 1 ) . در متنCasimi Canكه به احتمال قوى كاظم خان يا قاسم خان است . - م .
( 2 ) .Gesdi( 3 ) .Thurظاهرا مقصود مؤلف از اين خوراك همان است كه مردم كردستان و كرمانشاه « ترخينه » ( بر وزن بدكينه ) خوانند . - م .