تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
مىكنند كه بسيارى از آنان كاتوليكند . در اين شهر نيز به ارمنى كاتوليكى برخورديم و در خانه‌اش فرود آمديم . در تاريخ پانزدهم هنگامى كه از گرجستان مىگذشتيم كه قسمت مهم آن كوهستانى است ، گذارمان به چند دهكده افتاد . گاه از دور دژى مىديديم كه بر فراز كوهى نهاده بود . در تاريخ هيجدهم نزديك مرز منگرليا در جنگلى كه ميان كوهها محصور بود ، باگراتى شاه را يافتيم . همه به ديدنش رفتيم . از ما خواست كه با او طعام بخوريم و ما بر زمين نشستيم كه به رسم گرجيان خوان بر آن گسترده بودند . طعام ما عبارت بود از گوشت بريان ، با اندكى گوشت ماكيان كه آن را بد پخته بودند و چند چيز ديگر ؛ اما شراب فراوان بود زيرا به نزد آنان پذيرايى كردن از مهمان به شراب ، بهترين نشانهء بزرگ داشتن اوست . پس از خوردن طعام باده‌پيمايى آغاز شد و جامهاى شراب را كه هريك به درازى نيم براتچو « 1 » بود در گردش آوردند . كسانى كه بيشتر مىنوشيدند بيشتر كسب احترام مىكردند . از آنجا كه تركان شراب نمىنوشند ما از حلقهء ميگساران بيرون آمديم و سرانجام از مجلس ضيافت خارج شديم . از اين‌رو با حقارت بسيار در ما نگريستند . پادشاه گرجستان بلندبالا و چهل‌ساله مىنمود . سيه‌چرده بود و سيماى تاتاران داشت با اين همه مردى زيبا بود . در بيستم ژوئيه بامدادان آن محل را ترك گفتيم و پس از آنكه تقريبا تمام راه را از كوهستانها گذشتيم به مرز منگرليا رسيديم . در آنجا به فرمانده عده‌اى از سواران و پيادگان دربار سلطنتى برخورديم كه به سبب پاره‌اى از اغتشاشهايى كه بر اثر مرگ بنديان پادشاه روى داده بود با تهديد فراوان ما را مجبور به توقف كرد . پس از آن دو تركش با تير و كمان از ما گرفتند و پولى نيز به آنان داديم . سپس به ما اجازهء رفتن دادند و ما بشتاب از آن راه دور شديم و به بيشه‌اى درآمديم . آن شب را در آنجا وحشت‌زده بسر برديم ، و بيم آن داشتيم كه مبادا بر ما شبيخون زنند .
هامش
( 1 ) .braccioكه تلفظ مىشود براتچو ، مقياس طول ايتاليايى است كه از 45 تا 90 سانتيمتر فرق مىكند . - م .