مقدارى فراوان از تنقلاتى كه به رسم خود تهيه كرده بودند آوردند و ما نيز در خوردن آنها سهيم شديم ، درحالىكه به آيين ايرانيان بر روى فرش نشسته بوديم .
چون از خوردن دست كشيديم به اعليحضرت درود فرستاديم و به خانه بازگشتيم .
در تاريخ ششم ، شاه ما را احضار كرد . قسمت مهم كاخى را كه اقامتگاه وى بود به ما نشان دادند . كاخ در ميان دشتى و در جايى بسيار دلگشا قرار دارد ، كه رودخانهاى از ميان آن مىگذرد . بخشى از آن چهارگوش و مزين به پردهء نقاشى است كه سر بريدن سلطان ابوسعيد را نشان مىدهد . در اين تصوير مىبينيد كه چگونه او را به ريسمانى بسته ، براى كشتن به نزد اغورلو محمد ، بانى تالارى كه پردهء نقاشى در آن است ، مىآورند . ناهارى كه از شيرينيهاى مرغوب فراهم كرده بودند به ما دادند . پس از آن به جايگاه خود بازگشتيم . در اصفهان در خدمت اعليحضرت تا بيست و پنجم اين ماه مانديم . طى اين مدت وى ما را به ضيافتهاى متعددى خواند .
اصفهان شهرى بسيار وسيع مىنمايد . در دشتى نهاده است كه همهگونه نعمت در آن فراوان است .
مىگويند كه اصفهانيان تسليم نمىشدند ، پس هنگامى كه آن را گشودند پارهاى بزرگ از شهر را ويران كردند . اصفهان را حصارى است از خشت خام . از تبريز تا اصفهان بيست و چهار روز راه است و سرزمين ميان اين دو شهر يكسره از آن ايران است و در بسيارى جاها زمين قفر و خشك است و داراى آب شور . با اين همه محصول غله و ميوه فراوان است . اينها را به وسيلهء آبيارى بدست مىآورند . هر گونه ميوهاى در آنجا يافته مىشود و من در هيچ جا ميوههايى به خوبى ميوههاى اصفهان نديده و نچشيدهام . در چپ و راست اصفهان كوهستانهايى است كه مىگويند خاكى بسيار بارور دارد . قسمت مهم خواربار ايران را از آنجاها مىآورند . همه چيز گران است . شراب به وزنى معادل با يك كوارت « 1 » ما ، از سه تا چهار دوكات ارزش دارد .
بهاى نان مناسب است . بهاى يك شتروار هيزم يك دوكات است . در آنجا
هامش
( 1 ) .Quartكه اصلا به معنى يكچهارم ( چارك - چهار يك ) است و در مورد بسيارى از مقياسهاى مايعات در مغربزمين به كار رفته است . - م .