مرضا و مجروحين نشد به طورى كه صيت شهرتش حتى به اعماق حرمسراى وليعهد هم رسيد و هربار كه مريض واقعى يا ساختگى با امراضى از قبيل سردرد ، اختناق رحم ، ناراحتى اعصاب و غيره در حرمسرا پيدا مىشد ، به دنبال او مىفرستادند .
ضمنا از آنجا كه در ايران به ندرت كسى از زير دست طبيب جان سالم بهدر مىبرد مقتضى دانستم در اينجا مقالهاى به تشييع جنازه كه تشريفاتش يكى از چيزهاى جالب اين كشور است اختصاص بدهم .
موقعى كه كسى مىميرد تمام اعضاى خانواده و خدمه فريادهاى وحشتناكى مىكشند ، بر روى زمين مىغلتند ، جامه مىدرند ، گل به تمام سروصورت خود مىمالند و به همين شكل در كوچهها ظاهر مىشوند تا مردم از غم شديد آنها آگاه شوند . زنها هم در حرمسرا همين كار را مىكنند ، منتها چون نمىتوانند به شدت مردها و به مدت طولانى ، چنانكه رسوم ايجاب مىنمايد فرياد بكشند ، از دوستان و همسايگان خواهش مىكنند آنها را در اين امر يارى دهند و علاوه بر آن زنهايى كه اين كار را حرفهى خود قرار دادهاند ، اجير مىنمايند كه علاوه بر شركت در مراسم سوگوارى عين همين مراسم را هرشب جمعه بر سر قبر مرده انجام بدهند .
هنگامى كه فرياد و شيون قدرى تسكين يافت ، به كار غسل ميت مىپردازند . اشخاصى هستند كه شغلشان منحصر به همين كار است و از آنجا كه مرده را نجس مىدانند هيچكس تمايل به نزديك شدن به آنها را ندارد . اين اشخاص را مردهشور مىنامند و گرچه وجودشان لازم است ، بعضى اوقات در شهرها به سويشان سنگ پرتاب مىشود . در تمام مدت يك ملا آيههايى از قرآن دربارهى اموات تلاوت مىنمايد . مردهشورها خيلى با تانى و زير نظر نزديكترين اقوام ميت كه شهود واقعه هستند كار خود را ادامه مىدهند .
اقوام ميت در تمام مدت مراسم كه در ميان مزارع و باغها صورت مىگيرد حالت به خود فرورفتگى مذهبى دارند . ضمنا غسل ميت هيچگاه در منازل صورت نمىگيرد . ابتدا مرده را سه يا
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٣١٠