چهار بار با آب گرم شستوشو مىدهند ، عطرآگين مىكنند و سپس سر او را مىتراشند و آنگاه مقدار زيادى آب سرد بر روى جسد مىريزند . عمل اخير صورت غسل ميت را دارد « 2 » .
پس از آن غلامان جامهاى نظير لباسهاى روزهاى رسمى بر تن مرده مىكنند و سپس آن را بر روى صفهاى كه از فرشهاى عالى پوشيده شده است مىخوابانند . اشك و شيون زنها نبايد تسكين پيدا كند و الا متهم مىشوند كه هرگز علاقهاى نسبت به مرده نداشتهاند . پس از بيست و چهار ساعت تمام اعضاى خانواده و آشنايان براى به خاك سپردن دعوت مىشوند .
زنها در حرمسرا گرد هم مىآيند و دوباره گريه را به طورى سر مىدهند كه صداى آن به وضوح به گوش همسايگان برسد . مردها در ديوانخانه كه پنجرههايش را باز گذاشتهاند اجتماع مىكنند . يكى از بستگان اسب محبوب ميت را با زين و برگ كامل در حالى كه قرآن ، سپر و سلاحهاى وى به زين آويخته شده ، با خود مىآورد . ملا دربارهى صفات مرده و فضل و تقواى وى با حزن و اندوه بسيار موعظه مىكند . آنگاه روى خود را به سوى مستمعين برمىگرداند و به آنها يادآور مىشود كه مرگ پايان هرچيز و بالاترين سعادت براى كسانى است كه در دوران زندگى رفتار خوبى داشتهاند . اين اشخاص در نتيجهى اعمال نيكشان لياقت بوسههاى حوريهاى ملكوتى را كه هميشه جوان و باكره هستند پيدا مىكنند . اين سخنرانى كه غالبا با شيون مستمعين قطع مىشود پس از آنكه ملا به خويشان و دوستان اطمينان داد كه مرده هماكنون اجر فضيلت و تقواى خود را گرفته است و بايد به جاى دلسوزى آرزوى سرنوشت او را داشته باشند پايان مىپذيرد . در اين موقع همگى دست راست خود را بر روى سينه مىزنند و با گفتن انشاء الله به ملا پاسخ مىدهند .
زنها كه در حجابند شيون و زارى را از سر مىگيرند و هر يك ضمن ستايش از مرده برخى از خوبيهاى او را يادآور مىشوند . در تمام مدت روز يعنى تا قبل از غروب آفتاب يك
هامش
( 2 ) - در اينجا نيز اظهارنظر نويسنده دال بر ناآگاهى او است . - م .