تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
نمود و به من افتخار آن را داد كه نظرم را در اين‌باره بيان كنم . تا آن‌جا كه ممكن بود سعى كردم بيهوده بودن اين تصميم را ثابت نمايم و او را از آن منصرف كنم . توضيح دادم كه روسها مجبورند براى به دست آوردن گذارى به سوى اصلاندوز از نقاط بسيار صعب العبور بگذرند كه باعث خستگى آنها خواهد شد . ضمنا پس از عبور از اين گذرگاهها به آسانى مىتوان از عقب به قشون آنها صدمه وارد نمود . به اين صورت كه با اعزام يك فوج قابل‌ملاحظه از سوارنظام مىتوان ارتباط آنها را قطع نمود و مانع رساندن آذوقه شد . بدين ترتيب روسها مجبور خواهند گرديد قبل از آن‌كه قشونشان در مركز اهر مستقر بشود ، عقب‌نشينى كنند و ظرف يكى دو روز خود را به نقاطى كه شديدا مورد مخاطره قرار گرفته‌اند ، برسانند . شاهزاده به هيچ‌وجه حاضر به قبول اين نظر نشد و به خشونت به من گفت كه اين بار به فكر خودش عمل خواهد نمود . احساس كردم كه شاهزاده اين تصميم را با مشورت دو افسر جوان انگليسى كه جزو قشونش بودند ، گرفته است . يكى از اين افسرها فرماندهى توپخانه را بر عهده داشت كه مركب از ده آتشبار اسبكش بود و چون هر دوى آنها بدون موافقت سفيرشان دست به هيچ‌گونه عملياتى نمىزدند ، لابد سفير دلايلى براى اين كار داشت « 1 » . من به شاهزاده گفتم حال كه تصميم قطعى خود را گرفته است ، بايد احتياطات لازم را به جا آورد و از اين‌رو به من اجازه دهد كه تمام افراد سوار نظام
هامش
( 1 ) - سفير انگليس با اين‌كه از مدتها قبل توسط فرمانده قواى دريايى اعلىحضرت امپراتور در بحر خزر ، از انعقاد رسمى صلح بين دو دولت روس و انگليس اطلاع يافته بود ، ولى با ادامه‌ى شركت افسران انگليسى در جنگ با روسها مخالفت نمىورزيد و به اعتراض مكرر روسها در اين‌باره ترتيب اثر نمىداد . هنگامى كه شاهزاده مىخواست به ارس نزديك بشود اين آقايان كه خيلى به فرماندهى فوجشان علاقه داشتند نزد سفير خود رفتند ، روشى را كه بايد در اين موقعيت پيش بگيرند از او جويا شدند . سفير دستها را جلو چشم خود گرفت و گفت كه حاضر به شنيدن چيزى در اين مورد نيست و آنها را در اتخاذ تصميم مخير نمود . او مىدانست كه افسران مزبور از فرماندهى افواجشان و به خصوص از حقوق گزافى كه دريافت مىداشتند ، صرف‌نظر نخواهند نمود .