جنگجويان بدى نيستند و به عقيدهى من سوارنظام آنها در خوبى با مملوكها برابرى مىكند .
در بالا توضيح دادم كه قشون غيرمنظم هيچوقت به صورت دايمى نبود . بايد اضافه كنم كه قشون منظم هم دست كمى از آن ندارد . وليعهد به دليل صرفهجويى هميشه نصف افراد هرفوج را مرخص مىكند كه به خانههاى خود بازگردند .
از لحظهاى كه آنها به خانههايشان مىرسند ديگر مواجب و آذوقهى آنها قطع مىشود . مرخصى سربازها سه ، چهار يا ششماه طول مىكشد . در پايان مرخصى آنها بايد خود را مجددا براى خدمت معرفى بنمايند . چنانچه صلح ادامه يابد آنها را به طور قطع مرخص مىكنند ولى در اين حال باز هم سرباز باقى مىمانند و مجبورند به اولين اخطار بسيج به صفوف خود بازگردند و از اين جهت همهساله دو يا سه خروار جنس دريافت مىدارند .
هنگامى كه جنگ شدت ندارد ، در ساخلوهاى زمستانى ماهى يك بار سربازها را جمع مىكنند و دو سه روزى به آنها مشق مىدهند اما آذوقهاى كه به آنها داده مىشود فقط براى اين مدت مىباشد و جيرهى آنها عبارت از نان و پنير است .
مواجب افسران در زمان جنگ يا صلح تفاوتى ندارد . اين كمك قاعدتا بايد در بهبود بخشيدن خدمات آنها موثر باشد ، ولى عملا در رويهى آنها هيچگونه تغييرى مشاهده نمىشود .
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٥٧