جراحت ، خون از دماغ اسب جارى شود ، ديگر صاحبش آن را سوار نمىشود و حتى مهترها از ترس اينكه مبادا بدبختى گريبانگيرشان بشود از مواظبت حيوان خوددارى مىنمايند و چون اطمينان قطعى دارند كه اينگونه تصادفات دلالت بر بروز واقعهى شومى دارد براى احتراز از آن اسب را به اولين خريدار به بهاى نازل مىفروشند . در نتيجه اشخاصى كه اعتقاد چندانى به اين خرافات ندارند از موقعيت استفاده مىكنند و اسب را به قيمت ارزان خريدارى مىنمايند .
در ايران از گاوميش براى شخم زدن زمين استفاده مىكنند . اندام اين حيوان بسيار درشت است و به نظر من از گاوميشهاى ديگر نقاط مشرقزمين كندتر هستند . گاوميش عموما از گاو قويتر و پرطاقتتر است . ارامنه گوشت آن را مىخورند ولى خيلى سفت و بىمزه است و آبگوشتى كه از آن درست مىكنند مثل مركب سياه مىشود . جثهى قاطرها بزرگ نيست ، در عوض خيلى نيرومند و به طور خطرناكى شرور هستند .
با وجود نفرت شديد مسلمانان به خصوص ايرانيها از سگ ، « 1 » در هيچجاى دنيا به استثناى شهر ليسبن آنقدر سگ پيدا نمىشود . انواع و اقسام نژاد سگ در ايران وجود دارد كه با اين كه كاملا از هم متمايزند آنها را تنها به اسم توله يا تازى مىشناسند .
كلمهى توله به هرنوع سگ به استثناى تازى اطلاق مىشود .
از سگها در دهكدهها براى حفاظت خانهها استفاده مىكنند .
اين حيوانات در زمستان و تابستان در ايوان خانهها بدون آنكه از جاى خود تكان بخورند پاسدارى مىنمايند . علاوه بر آن تعداد زيادى سگ در شهرها و مزارع وجود دارد كه صاحب ندارند و معلوم نيست چهگونه زندگى مىكنند . شكارچيها غالبا و به طور تصادفى چند سگ از هرنژادى كه باشد به دست مىآورند و با سرعت و سهولت تحت تعليم قرار مىدهند . من بارها به چشم خود ديدهام كه يك سگ گرگى يا سگ معمولى به همان خوبى سگهاى شكارى اسپانيولى جلو كبك يا قرقاول درآمده است .
تازيهاى ايران به شكل تازيهاى اروپا است با اين تفاوت
هامش
( 1 ) - مسلمانان سگ را نجس مىدانند ، ولى از آن متنفر نيستند . - م .