از نمد مىاندازند . روزها روكش را روى گردن و كفل اسب بالا مىزنند و شبهنگام براى جلوگيرى از نفوذ رطوبت هوا كه در اين كشور بسيار خطرناك است آن را باز مىكنند به طورى كه تمام بدن و سر اسب پوشانده شود . اين روپوشها با تسمههايى به طول بيست و پنج تا سى پا كه از زير سينه و شكم اسب مىگذرد بسته مىشوند . اسبها را براى آب دادن يا گرداندن يا زخمبندى كردن دوبار در روز باز مىكنند .
غذاى اسبها در نه ماه از سال كاه و جو است و فقط سه ماه از سال آنها را به يونجه و علف سبز مىبندند . ضمنا خوراك اسبها را هميشه در توبرهاى كه به گردن آنها آويزان است مىريزند و بدينوسيله از ريخت و پاش عليق و علوفه جلوگيرى مىكنند . جنس اين توبرهها از پشم است كه به طور مشبك بافته شده ، تا حيوان حين خوردن به راحتى تنفس بنمايد .
مشرقزمينيها همانند ديگر مردمان مناطق جنوب خوشههاى گندم را به جاى كوبيدن ، زير پاى حيوانات مىگسترانند و بدينوسيله دانهها را جدا مىكنند . ايرانيها علاوه بر آن خوشههاى گندم را زير ارابهاى كه داراى چرخهاى آهنى دندانهدار است پهن مىكنند تا در حين عمل كاه نيز خورد شود . كاه را به اين صورت به اسب مىدهند كه با اشتهاى فوق العادهاى مىخورد . از مدتها پيش من به اين نتيجه رسيدهام كه كاه و جو خيلى بر علوفه و جو دوسر ترجيح دارد . اين نظر مويد ضربالمثل قديمى كهنهسواران است كه مىگويند اسبى كه كاه بخورد ، اسب ميدان جنگ است .
اسبهاى بارى يا يابو و قاطرهاى نر و ماده نيز به همين ترتيب علوفه مىخورند . ايرانيها در تمام مدت جنگ هيچگاه پالان را از پشت حيوان برنمىدارند زيرا مدعىاند كه اين امر موجب سفت كردن پوست مىشود و مانع از زخمى شدن آنها مىگردد . مبناى اين عقيده براى من روشن نيست ولى مطمئنا حيوان زخمدار كمتر به چشم مىخورد .
ايرانيها دربارهى هرچيز بسيار خرافاتى هستند ، ولى در مورد اسب اعتقادشان به خرافات شديدتر است . چنانچه برحسب تصادف خواه به دليل زمين خوردن و يا برداشتن
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٤٢