اين همان چيزى بود كه وليعهد مىخواست و براى اينكه آنها را در آتيه در طرح ساختمان قلعه و مصرف پولى كه براى اين منظور تخصيص داده خواهد شد ، دخالت ندهد ديگر حرفى نزد و ضمن تشكر بسيار به آنها گفت كه چون ايجاد دژ ضرورى است ، شخصا بار ديگر براى شناسايى بيشتر زمين دور شهر خواهد گشت و اميدوار است كه محل مناسبى پيدا كند .
پس از پايان اين نمايش مضحك ، به اتفاق وليعهد به منزل وى بازگشتيم . عباس ميرزا كه اطمينان داشت دلايل و خواستهايش مورد قبول وزيران شاه قرار خواهد گرفت به من دستور داد نقشهى قلعهاى به شكل ششضلعى با شش برج .
و بارو با راهروهاى زيرزمينى و ديگر تاسيسات ، كه ساختمان آن بايد خيلى گران تمام شود ترسيم كنم . وليعهد اين نقشه را با گزارشى از من كه ضمن آن لزوم داشتن قلعهاى را در تبريز براى دفاع از آن شهر تاكيد كرده بودم ، باعجله به تهران فرستاد .
صدراعظم ، كه با وليعهد همراه بود ، به شدت از اين پيشنهاد پشتيبانى نمود و شاه هم با ارسال مبلغ شصت هزار تومان سفارش كرد كه بدون تاخير كار شروع شود .
همانطور كه انتظار مىرفت وليعهد حتى يك كلنگ هم بر زمين نزد و تمام پول را براى پرداخت جيره و مواجب عقب مانده و رفع نواقص لشگريانش به مصرف رساند .
تا زمانى كه شاه در تهران بود همه چيز به خوبى برگزار مىشد اما هنگامى كه شاه برنامهى سفرش را به آذربايجان اعلام نمود وليعهد دستپاچه شد زيرا نمىدانست چهگونه مىتواند خود را از اين مخمصه رهايى بخشد . با صلاحديد من قرار بر اين شد كه به شاه بگويد كه به هنگام شروع كار چون جيره و مواجب لشگريان دو ماه عقب افتاده بود به ناچار پول را به اين مصرف رسانده ، منتظر است تا از محل صرفهجوييها ترتيب شروع ساختمان را بدهد . همانطور كه انتظار مىرفت شاه به محض رسيدن به اوجان اولين سوالش از وليعهد دربارهى پيشرفت كار ساختمان دژ بود . وليعهد كه نظريهى مشورتى مرا پذيرفته بود ، با اندكى ترس اعتراف كرد كه پول را به
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٦٥