از اينرو انضباط سختى براى رعايت تشريفات در دربار وى جارى است . فتحعلى شاه از اينكه داراى پسرهاى متعدد است احساس غرور مىكند ، ولى به سهولت مىتوان دريافت كه عواطفش منحصرا به شاهزاده عباس ميرزا تخصيص يافته است .
ضمنا هرموقع كه فرزندانش دور وى گرد مىآيند ، با مقايسه نمودن عباس ميرزا با برادرانش كه بىنهايت به زيان آنها است حس تنفر فرزندان را نسبت به وليعهد تقويت مىكند .
من يك بار شاهد شرفيابى سى تن از پسران شاه بودم . شاه بدون توجه به اينكه پسرانش خواستهاند با اين آرايش كمنظير از او تقليد كرده باشند ، پرسيد كه شما از اين همه خودآرايى شرم نداريد ؟ به برادر خود عباس نگاه كنيد .
لباس هيچيك از غلامان من بدتر از لباس او نيست . شما دايما براى دريافت جقه و جواهر و لباس موجبات تصديع خاطر مرا فراهم مىكنيد در صورتى كه اين عباس بينوا هرگز براى خود چيزى از من نخواسته ، آنچه دايما با التماس طلب مىكند تفنگ و توپ و باروت و سرب است .
بىگفتوگو وليعهد ايران كه سادهترين لباسها را دربر مىكند به علت خست پدرش غالبا مجبور است نه تنها با التماس ، بلكه حتى از روى خدعه و نيرنگ هم كه شده پول لازم براى جيره و مواجب سپاهيانش از پدر بگيرد . وى كه برعكس پدر بسيار دستودلباز است از اينكه به قدر كافى وسايل در اختيار ندارد به شدت رنج مىبرد .
چندى پيش از سفر شاه به آذربايجان وليعهد خدعهاى به كار برد كه اگر به آن حد مورد ملاطفت شاه نبود امكان داشت براى من خيلى گران تمام بشود و به هرحال به طورى كه خواهيد ديد بىاندازه وضع مرا در مخاطره افكند .
فتحعلى شاه كليهى كمكهايى را كه از دولت انگليس دريافت مىكرد تمام و كمال در اختيار عباس ميرزا قرار داده بود . اين كمكها براى تامين مخارج قوايى بود كه وليعهد براى مقابله با روسها تحت فرمان داشت و مىبايستى هميشه در آذربايجان مستقر باشند ، اما انگليسيها كه چندان راغب به پرداخت نقدينه نبودند ، به جاى آن و به قيمت بسيار
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٦٣