علاوه بر نشان سلطنتى شير و خورشيد مبالغ قابل ملاحظهاى هم پول نقد ، چند قطعه جواهر و شال دريافت نمودند .
درباريان از اينكه شاه به اين آسانى سر كيسه را شل كرده بود ، حيرتزده شدند و آن را براى خود به فال نيك گرفتند ولى ، به رغم اميد آنها سخاوت شاه به همانجا خاتمه يافت .
فتحعلى شاه يكى از مطلعترين اشخاص كشور است .
پيش از جلوس بر تخت سلطنت در زمانى كه والى شيراز بوده ، همواره به مطالعهى كتب ادبى مىپرداخته ، آثار بديعى بهويژه اشعارى به سبك و تقليد از سعدى و حافظ مىسروده است .
فتحعلى شاه طبعا مردى شوخ و بذلهگو است و با ظرافت خاصى هجوگويى مىكند . سفير انگليس كه غالبا داستانهاى عجيب و غريب براى او نقل مىكرد مىتواند در اين مورد خيلى چيزها بگويد .
اين سفير حرفهى خود را در هند شروع نموده است . وى مدت دوازده سال در يك كارخانهى لاجوردسازى كه خود داير نموده بود مشغول كار بوده ، از اين راه ثروت زيادى به دست آورده است . نامبرده غالبا ضمن مذاكره با شاه از عمليات مشعشع خود در جنگهاى اين قاره سخن مىگفت و هر موقع كه صحبت از اين مقوله به ميان مىآمد ، النهايه تسخير قلعه يا پيروزى در جنگى را به حساب خود مىگذاشت . شاه چنين وانمود مىكرد كه ادعاهاى او را مىپذيرد ولى در باطن حتى يك كلمه از حرفهايش را باور نداشت . روزى شاه در حضور كليهى افسران سفارت كه بدون شك از راز تمام قصههايى كه از او شنيده بود ، آگاهى داشتند ، شمشيرى به سفير هديه كرد و گفت : " از شما آقاى سفير كه اهل شمشير هستيد و با فتوحات شگفتى كه نمودهايد سرآمد اقران شدهايد ، خواهش مىكنم اين شمشير را از من بپذيريد . با اين شمشير مىتوانيد به سهولت عشق و علاقهاى را كه نسبت به سلاحهاى جنگى داريد ارضا نماييد . تيغهى اين شمشير چنان آبدار است كه در دستى به نيرومندى دست شما بسيار خطرناك خواهد بود . " منظور شاه را از اين نطق به آسانى مىتوان دريافت چون سفير مردى كوتاهقد با طبيعتى ضعيف و عليل مزاج بود .
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٦٧