به خرابى است . پشتش بسيار خميده و اندامش به طور وحشتناكى لاغر است . به سختى روى پا مىايستد و صدايش كه سابقا بلند و زنگدار بود ، اكنون بم و مانند آن است كه از ته قبر بيرون مىآيد و صداى اشخاصى را به خاطر مىآورد كه با مهارت طورى حرف مىزنند كه گويى صدا از شكمشان درمىآيد . در حرمسراى خود داراى قريب هفتصد زن است كه با همهى آنها معاشرت دارد . از اين عده بيش از سيصد نفر زنان رسمى وى هستند . در بين زنها تعداد كثيرى هم دختران جوان پيدا مىشوند كه بزرگان از تمام نقاط كشور براى او فرستادهاند . شاه معمولا يك بار با اين دختران همبستر مىشود ، بعدا آنها را به افسرانش مىبخشد كه از برخوردارى از اين امتياز بسيار فخر و مباهات مىكنند . افسران از اين فرصت استفاده مىكنند و ميهمانيهاى بسيار مجللى برپا مىسازند كه پادشاه با حضور خود آنها را قرين افتخار مىنمايد .
زيادهرويهاى پادشاه در عياشى بىحدوحساب است ، ولى امروز با توجه به وضع نامساعد مزاجى و اصرار پزشكش فقط هرسه روز يك بار زنها را به حضور مىپذيرد . ضمنا پادشاه چند سالى است كه موميا به كار مىبرد . موميا يك نوع مادهى قيرى است كه از شكاف تختهسنگى در حوالى شيراز كمكم خارج مىشود . از قرارى كه مىگويند چنانچه اين ماده را به صورت محرك استعمال نمايند داراى خاصيت ويژهاى مىباشد . از اينرو استفاده از آن منحصرا به پادشاه اختصاص دارد و براى حفاظت از اين تختهسنگ آن را محصور نموده ، نگهبانيش را به عهدهى اشخاص مطمئن سپردهاند . جمعآورى موميا در حضور مقامات رسمى به عمل مىآيد كه آن را در جعبههاى نقره مىريزند و پس از مهروموم براى شاه مىفرستند . با اين حال گاهى اوقات ، اما به ندرت پادشاه مقدار كمى از آن را به اشخاصى كه نسبت به آنها التفات خاصى دارد مىبخشد .
شاه هيچوقت حرمسرايش را ترك نمىگويد . در حرمسرا تعداد زيادى خواجه هست كه دقيقا مراقب برآوردن كوچكترين تمايلات او هستند . فقط پسران شاه ، آن هم هنگامى كه احضار شوند ، حق ورود به حرمسرا را دارند . هيچيك از زنان
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٤٩