كه وصول مىكند مطلقا به شاه يا وليعهد حساب پس نمىدهد .
شهرت دارد كه زيباترين زنان ايران را در حرمسرايش گرد آورده است ، اما براى اينكه كسى از آنچه در حرمسرايش مىگذرد آگاه نشود نهايت احتياط را بهجا مىآورد ، منجمله هرگز به شوهردادن خواهرش كه در سال 1813 سى و چهار ساله بود رضايت نداد زيرا مىترسيد كه خواهرش رازهايى را كه او تا اين اندازه در كتمان آن مىكوشد افشا نمايد .
با مرگ اللهقلى خان ديگر رقيبى براى شاه نماند و از اين پس در تمام ايران ، يعنى كليهى نقاطى كه در زمان سلطنت آغا محمد خان تحت فرمانروايى او بود صاحب قدرت گرديد . در اين ميان خان ايالت طالش با حمايت روسها اعلام استقلال نمود ولى ديرى نگذشت كه روسها اين منطقه را به موجب عهدنامهى صلح اخير به تصرف خود درآوردند .
در اين موقع پادشاه تصميم گرفت كه براى امنيت كليهى ايالات بخصوص آنهايى كه مدتها در حال بىنظمى و اغتشاش بودند و هنوز به طور كامل تمكين ننموده بودند ، اقدامات موثرى به عمل بياورد . از اينرو به هريك از ايالات يكى از فرزندان خود را با عنوان بيگلربيگى گسيل داشت و به آنها اختيارات نامحدودى در موارد اضطرارى تفويض نمود . با اين تدبير در كليهى ايالات به استثناى خراسان « 5 » كه مردم ناآرام و فتنهجويش حتى با نثار جان و مال خود همواره درصدد تحصيل استقلال بودهاند ، آرامش برقرار گرديد . از اين پس جملگى به قدرت كامل و مطلق پادشاه تسليم شدند و گردن نهادند .
چندى بعد پادشاه براى تامين ادامهى سلطنت در دودمانش پسر دوم خود عباس ميرزا را به جانشينى خود برگزيد و از اين پس وى عنوان وليعهدى را دارا گرديد .
تعيين جانشين از اين جهت بود كه تصاحب تاجوتخت غالبا مورد منازعه و به قيمت جان مدعيان تمام مىشد . اين
هامش
( 5 ) - فتحعلى شاه بعدا بخش بزرگى از اين استان را وادار به تمكين نمود و تصور مىرود ديرى نخواهد گذشت تا بقيهى خراسان هم تحت سلطهى وى قرار گيرد زيرا با عقد پيمان صلح قادر خواهد بود تمام نيروى خود را براى سركوبى آشوبگران به كار ببرد .