تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
كرد و با اين‌كه دوستى بسيار نزديكى آنها را به هم پيوند مىداد دستور كور كردن او را داد . اين عمل كه در تمام دنيا منتهاى وحشيگرى محسوب مىشود يك اقدام احتياطى همراه با دورانديشى تلقى گرديد . آن‌چه مسلم است اين عمل تغييرى در دوستى دو برادر نداد زيرا پادشاه تا زمان مرگ برادر كوچكش كه چندى پس از اين واقعه روى داد روزى دو تا سه بار او را مىديد و منتهاى مهربانى را در حق وى به جا مىآورد . پادشاه همواره تاسف خود را از اين عمل كه اجبارا و به منظور امنيت كشور صورت گرفته بود به او ابراز مىداشت . پادشاه پيش از اين جريان خود را براى سركوبى صادق خان كه از طايفه‌ى شقاقى بود آماده مىنمود . اين مدعى تاج‌وتخت كه به تحريك او آغا محمد خان عموى پادشاه به قتل رسيده بود ، قسمتى از قشون گرجستان را كه تعداد آن بالغ بر ده هزار سپاهى مىشد به سوى خود جلب نموده بود . دو حريف در جلگه‌ى ميانه مقابل هم قرار گرفتند . در اين موقعيت تقريبا كليه‌ى افراد قشون خان او را ترك نمودند و به اردوى شاه پيوستند و بدين ترتيب صادق خان چاره‌اى جز فرار نداشت . او به كوههاى قراداغ پناه برد و از آن‌جا براى بابا خان پيام فرستاد كه اگر او را به جان امان دهد نزد او مىرود و خود را تحت فرمان وى قرار خواهد داد و پادشاه هم قول شاهى داد كه قصد جان وى نكند . صادق خان به تهران رفت كه خود را به شاه معرفى كند ، ولى فتحعلى شاه بلافاصله دستور بازداشت او را داد و در اتاقى محبوسش ساخت . به دستور شاه در و پنجره‌ى اين اتاق را تيغه كردند تا از گرسنگى بميرد . پادشاه معتقد بود كه بدين ترتيب به قولى كه به صادق خان داده كه او را اعدام نخواهد كرد وفا نموده است . من اين اتاق را كه زندانى نگون‌بخت در آن‌جا جان سپرده
هامش
- نشد و از اين‌رو موفقيت خود را به‌ويژه مديون او بود ، با اين حال اين مرد سالخورده را كه مورد احترام همگى است و شايستگى آن را نيز داشت با بىرحمى عجيبى كشت و زنها و بچه‌هايش را به غلامى فروخت و كليه‌ى اموال خانواده را تصاحب كرد .
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 142 | گاسپار دروويل / منوچهر اعتماد مقدم