خود را از كف بدهند ، ولى او را رها نكنند . آنگاه تداركات لازم را فراهم نمود و سرشب به سوى شهر حركت كرد . از شهر به تاخت گذشت و به طور مستقيم به سمت قصر رفت . با بيست تن از همراهان از اسب پياده شد و دهنفر ديگر را به مراقبت از اسبها گماشت . آنگاه بدون آنكه ترديدى به خود راه بدهد ، با همراهانش از ميان كليهى محافظين كه او را به جاى يكى از روسا گرفته بودند « 4 » ، بدون آنكه با مقاومتى روبهرو بشود ، گذشت و بدين ترتيب وارد ديوانخانه شد . در اينجا مستقيما به سوى اللهقلى كه در ميان درباريانش نشسته بود رفت و دشنهى خود را در قلب او فرو كرد و برقآسا خارج شد . حسين قبل از آنكه حاضرين ضارب را بشناسند بر اسب خود سوار بود .
او دوباره از شهر به تاخت عبور كرد و خود را به بيراهه زد و بدين ترتيب از خطر تعقيب در امان ماند . وى پس از چهار روز به تهران رسيد و به حضور شاه كه از او بىخبر بود شتافت .
فتحعلى شاه به مجرد اينكه از اين خبر خوش آگاه گشت وى را پذيرفت و همانطور كه مىتوان تصور كرد او را در آغوش گرفت و به پاداش چنين خدمت برجستهاى حكومت ايالت و قلعهى ايروان را كه سالانه دويست و پنجاه هزار تومان برابر پنج ميليون فرانك عايدى دارد به وى سپرد . من شخصا اين مرد عجيب را كه با وجود هفتاد و سه سال سن همچنان فعال باقى مانده است از نزديك مىشناسم . او كه شخصا فرماندهى قشونش را بر عهده دارد در سوارى از سربازان جوان تحت فرماندهيش چابكتر است . با اطمينان مىگويند كه وى داراى خزانهى عظيمى است كه در زيرزمينهاى قلعه پنهان كرده است .
در حقيقت علاوه بر عوايدى كه وصول مىكند هرچند يكبار به گرجستان و تركيه قشون مىكشد و با غنايم هنگفتى برمىگردد كه قسمت اعظم آن را براى خود نگاه مىدارد . از عوايدى هم
هامش
( 4 ) - در ايران شرفيابى به حضور شاه هنگامى كه در ديوانخانه نشسته ، بسيار آسان است . براى اين امر كافى است شخص لباس فاخرى دربر و تعدادى ملتزم به دنبال داشته باشد . محافظين كه همهى بزرگان مملكت را نمىشناسند به تصور اينكه اين شخص يكى از آنها است بدون كوچكترين پرسش اجازهى عبور مىدهند .