به سال 1810 شاهزاده وليعهد ايران كه از مصطفى بيگ نارضاييهايى داشت بيست هزار سرباز براى سركوبى او فرستاد .
مصطفى با دوازده هزار تن از اين مسيحيان نگونبخت و دو هزار كرد به مقابلهى او شتافت . با اينكه مصطفى فاقد توپخانه بود در يك شهر كوچك مرزى با چنان سرسختى مقاومت نمود كه ايرانيان بدون آنكه بتوانند در قلمرو وى قدم بگذارند مجبور به عقبنشينى شدند .
در يك اقامت سه روزه كه در قصر جالامرك
( Djalamerek )
مركز اقامت مصطفى بيك داشتم اين مردان شجاع همه روزه به ديدن من مىآمدند و برايم تعارفاتى از قبيل مرغ ، لبنيات و ميوه مىآوردند . اين ديدارها وسيلهاى شد كه از نزديك آنها را بشناسم و بر من ثابت گرديد كه رييس شايسته و مديرى مىتواند آنها را از رفتار زشت و آزارى كه كردها بر آنها روا مىدارند رهايى بخشد .
كدخداهايشان آشكارا مىگفتند كه چنانچه شاهزاده وليعهد زمينهايى در اختيارشان بگذارد و مبلغ مختصرى هم براى جبران خساراتى كه با ترك كوهستانها بر آنها وارد مىشود بپردازد براى قيام دستهجمعى بر ضد اين گروه اندك راهزنان لحظهاى درنگ نخواهند كرد . اجراى اين امر براى آنها بسيار آسان است زيرا جملگى كاملا مسلح و داراى مهمات قابل ملاحظهاى هستند . اين موضوع را در بازگشت با وليعهد در ميان نهادم ولى از فحواى جوابهايش استنباط كردم كه او در انتظار فرصت مناسبترى است كه از اين موقعيت خوب به بهترين وجهى بهره گيرد ولى خست مفرط پدرش مانع اساسى اين اقدام مىباشد .
مذهب نسطوريان به طورى كه قبلا يادآور شدم شباهت زيادى به مذهب كاتوليك دارد . گرچه در مذهب نسطوريان نماز كليسا مجاز نمىباشد ، ولى آداب و مراسمى كه به جا آورده مىشود مانند تبرك نان و شراب كه به روش ويژهاى صورت مىگيرد با مراسم نماز كليسا تفاوت چندانى ندارد . اين تشريفات با خرافات مضحكى همراه است . نسطوريان موقع ورود به كليسا مانند مسلمانان وضو مىگيرند و هنگام دعا