تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
من معنى آنها را درست نمىفهمند . در بين كتابها چند جلد كتاب خطى ديدم كه آكنده از تصاوير بسيار خشنى از شيطان به انواع و اشكال مختلف بود . نسطوريها به شيطان اعتقاد فوق العاده‌اى دارند . آنها نه از روى خلوص عقيده بلكه از ترس شيطان است كه در اجراى اصول مذهبى تا اين اندازه سختگيرند زيرا در تمام گفت‌وشنودهايى كه با آنها درباره‌ى اين موضوع داشتم به آسانى دريافتم كه مذهب آنها بيشتر مبتنى بر ترس از عقوبت است تا اميد پاداش . كشيشها در باره‌ى بهشت كمتر سخن مىگويند ، در عوض جهنم را به صورت خوفناكى ترسيم مىنمايند و به مريدان تبليغ مىكنند كه در صورت كوچكترين تخلفى از احكام مذهبى به هر اندازه هم كه خفيف باشد روانه‌ى دوزخ خواهند شد . هم‌اكنون در ولايت سلماس يك پيرمرد كلدانى زندگى مىكند كه مقام اسقف كاتوليك را دارا است . اين شخص بدون آن‌كه معلومات زيادى داشته باشد در مقايسه با همكارانش از برترى كامل برخوردار است . وى در جوانى تحصيلات خوبى در رم نموده ، مدت سيزده سال هم در آن شهر به سر برده است و اينك در شهر سلماس كليساى كاتوليك را اداره مىكند . با اين حال هيچ‌گاه موفق نشده است كه مريدان خود را به اجراى مراسم استغفار و توبه كه يكى از آيينهاى كليساى كاتوليك است وادار نمايد . او تمام كوشش خود را براى جلب پيروان جديد به كار برده ، ولى حتى يك نفر هم كه به نظر او لياقت نيل به درجات عالى روحانى را داشته باشد پيدا نكرده است . از اين‌رو مىتوان نتيجه گرفت كه پس از مرگ او كه به دليل سنش نبايد چندان دور باشد مريدانش يا به كليساى نسطورى روىآور مىشوند و يا اين‌كه به اسلام مىگروند . در ايران جماعاتى از يهوديها نيز سكونت دارند كه بر خلاف مسيحيها كه در دهكده‌ها متمركزند بيشتر در شهرها و قصبات پراكنده‌اند . يهوديها در ايران مانند ديگر نقاط عالم به جاى اين‌كه به كارهاى دشوار بپردازند به سوداگرى يا حرفه‌هاى بىاهميت اشتغال دارند و از اين رهگذر به زحمت