فرشتگان مقرب و پيامبران معظّم و شهيدان و صالحان مىايستند ، من كار زشت خود را از همسايه پنهان مىكنم و از نمودن راز خود به خويشاوندان شرم دارم .
22 - يقين ندارم سرّ و راز مرا بپوشانند ، اما به آمرزش تو اعتماد دارم و تو سزاوارترين كسى كه بايد به او اعتماد داشت و بخشندهترين كسى كه چشم اميد به تو است و مهربانترين كسى كه توقع عفو از تو بايد داشت ، پس مرا مورد بخشش قرار ده .
23 - خدايا ! من آبى پست و ناچيز بودم ، مرا از مجراهاى باريك ميان استخوانهاى درهم فشردهء پشت پدر در تنگناى رحم مادر فرود آوردى و در ميان چند پرده نهان كردى ، از حالىبهحالى گردانيدى تا صورت من كامل گشت و اندامها براى من آفريدى ، چنانكه در كتاب خود فرمودى : نطفة ثم علقة ثم مضغة ثم عظاما ثم كسوت العظام لحما ثم انشأتنى خلقا آخر « نطفه سپس خون بسته شد ، سپس مضغه ، آنگاه استخوان ، و روى استخوانها را گوشت پوشاندى و سپس مرا به آفرينش ديگرى ايجاد كردى .
24 - تا وقتى كه محتاج روزى تو گشتم و از ريزش فضل تو بىنياز نبودم ، از زيادى غذا و آب مادرى كه مرا در شكم او جا دادى و به رحم او سپردى ، براى من خوراك مقرر داشتى .
25 - و اگر اى پروردگار من ! در آن حالات مرا به خودم واگذار كرده
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٢٣