5 - همهء موجودات پيش قدر والاى تو به پستى افتادهاند .
6 - و بليغترين گفتار ثناگويان از وصف كمترين خصائص تو فرو مانده است .
7 - در صفات تو عقل گمراه است و آواره ، و در نعت تو خرد سرگردان و بيچاره ، انديشههاى دقيق در كبرياى تو حيراناند .
8 - تويى خدايى كه نخستين موجود در آغاز تو بودى و تا ابد هستى تو پايدار باشد و زوال نپذيرد .
9 - و منم بندهء با عمل اندك و طمع بسيار ، وسائل را از دست دادهام ، مگر رحمت تو دست گيرد ، و رشتههاى اميدم گسيخته ، جز اينكه اميد به عفو تو را هنوز به دست دارم .
10 - طاعتى را كه بدان دل گرم دارم ، اندك است و معصيتى كه بار دوشم شود ، بسيار ، عفو تو از بندهات گرچه بدكار باشد ، دشوار نيست ، پس مرا ببخش .
11 - خدايا ! علم تو بر اعمال پنهان من مشرف است و راز پنهان ما در پيش دانش تو مكشوف ، هيچچيز كوچك از تو پوشيده نيست و اسرار ناپيدا از تو مخفى نمىماند .
12 - دشمن تو ( شيطان ) كه براى فريب دادن من از تو مهلت خواسته و مهلتش دادهاى و تا روز جزا فرصت طلبيده است و تو فرصتش بخشيدى ، بر من چيره شد .
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 320
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٢٠