بيدارى و عبادت پناه خود قرار ندهم و هيچ سنتى ستايش مرا نكند كه به آن درست رفتار كردم ، مگر واجبات تو را كه اگر كسى آنها را ضايع كند ، هلاك شود .
18 - به بسيارى نافله به تو توسل نجستم ؛ زيرا وظايف واجبات را همچنان كه بايد رعايت نكردم و از حدود مقرر تو درگذشته و به حريم حرمت راه يافته و گناهان بزرگى مرتكب شدهام كه تو بر من پرده پوشيدى و رسوايم نكردى .
19 - و اين جايگاه كسى است كه در برابر تو از خود شرمسار و بر خود خشمگين و از تو خشنود است ، با دلى شكسته و گردنى فرو افكنده و پشتى گرانبار از خطاها ، از يكسو به تو اميدوار و از سوى ديگر از تو ترسان است .
20 - و چون تو سزاوارترى از همهكس به اميد ، و شايستهترى از هر كس به ترس و بيم ، پس آنچه اميد دارم ، اى پروردگار من ! به من ارزانى دار ، و از آنچه مىترسم ، مرا ايمن گردان ، و از رحمت خود بهرهمند كن كه كريمترين كسى كه از او حاجت خواهند ، تو مىباشى .
21 - خدايا ! اكنون كه به پردهء عفو عيب مرا پوشيدى و در حضور هم رديفان در سراى فانى مرا غرق در نعمتهاى خود ساختى ، در سراى باقى نير از رسوايىها محفوظم بدار ؛ آنجا كه گواهان از
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٢٢