13 - و مرا بر زمين زد و من از صغائر گناهان عافيتسوز و كبائر معاصى نقمتاندوز به سوى تو گريختم . وقتى من به گناه آلوده گشتم و به زشتكارى سزاوار خشم تو شدم ، به خيانت روى از من در پيچيد و در روى من به ناسپاسى سخن گفت و از من بيزارى جست و پشت كرده ، بگريخت و مرا با خشم تو تنها گذاشت و تا آستانهء انتقام تو نزديك آورد و رها كرد .
14 - كسى نيست كه مرا نزد تو شفاعت كند و آشنايى ندارم كه مرا پناهگاهى و دژى نيست كه مرا از تو پنهان دارد و پناهنده نيست كه به او از تو پناه برم .
15 - اكنون در اينجا ايستادهام و به تو پناه آوردهام و اعتراف در پيشگاه تو دارم كه تقصير كردم ، پس گستردگى فضل تو بر من تنگ نشود و پوشش عفو تو از قامت من كوتاه نيايد و من نااميدترين بندگان توبهكنندهات نباشم و بىبهرهترين كسانى كه با اميد به درگاه تو روى آوردهاند ، نشوم ، و مرا بيامرز كه تو بهترين آمرزندگانى .
16 - خدايا ! تو مرا امر كردى و من ترك فرمان تو نمودم ، و مرا نهى كردى و مرتكب نهى تو شدم ، و انديشهء بد ، كار زشت را به نظر من نيكو جلوه داد ، پس از اندازه و حد درگذشتم .
17 - هيچ روز را گواه بر روزهء خود نگيرم و هيچ شب را براى
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٢١