بودى ، تابوتوان از من رفته و نيرو از من دور گشته بود .
26 - اما تو مرا از فضل خود به مهربانى و لطف روزى دادى و تا اينجا به همانگونه پروريدى ، و هيچگاه از احسان تو محروم نبودم و در فضل تو نسبت به من كموكاستى رخ نداد . با اين حال ، يقين من هنوز به رسيدن روزى تو مستحكم نشده است تا با آرامش خاطر به كارى بپردازم كه سبب روسفيدى من نزد تو شود .
27 - شيطان عنان مرا گرفته و به سوى ضعف يقين و بدگمانى مىكشاند . اكنون از بدصحبتى او نسبت به خود و خوشطاعتى خود نسبت به او شكايت دارم و از چيره گشتن او به تو پناه مىبرم و به لابهوزارى از تو مىخواهم راه روزى را بر من آسان گردانى .
28 - تو را سپاس كه به من نعمتهاى بزرگ بخشيدى و شكر احسان خود را به من الهام نمودى ، پس بر محمد و آل او درود فرست و روزى را بر من آسان گردان و مرا به قسمت خود قانع كن و به نصيب خودم در آنچه به من روزى كردهاى ، خرسند گردان و هر چه از تن و عمرم گذشته است ، در راه طاعت خود صرف كن كه تو بهترين روزىدهندگانى .
29 - خدايا ! من به تو پناه مىبرم از آتشى كه گنهكاران را به آن عذاب مىكنى و هركه را كه از راه رضاى تو منحرف شود ، بدان بيم مىدهى ؛ آتشى كه هر قسمت آن قسمت ديگر را مىبلعد و فرو
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٢٤