مىبرد و هر پارهء از آن بر برخى ديگر مىتازد .
30 - آتشى كه استخوانها را فرسوده مىكند و مىريزد و ساكنانش را از آب جوشان مىنوشاند ؛ آتشى كه به زارى و لابه گوش فرا نمىدهد و از عجز و نياز احدى به ترحم نيايد ، كسى نمىتواند به فروتنى و تسليم از شكنجه و عذاب آن بكاهد و ساكنان خود را به عذابى دردناك و كيفرى سخت ناگوار و هرچه سوزانتر كه در حد توان او باشد ، پاداش مىدهد .
31 - و به تو پناه مىبرم از كژدمهاى آنكه دهان گشودهاند و مارهاى نيش برآورده و نوشيدنى آنكه دل و امعاى ساكنانش را پارهپاره مىكند و قلب آنها را از جاى برمىكند ، و از تو مىخواهم كه مرا راهنمايى به آنچه مرا از آتش دور مىگرداند و آن را مىراند .
32 - خدايا ! بر محمد و آل او درود فرست و مرا به فضل و رحمت خود پناه ده و از لغزش دستگير و خوار مگذار اى بهترين پناه دهندگان !
33 - خدايا ! تو بندگان را از هر ناپسندى محفوظ مىدارى و حسنه مىدهى و هرچه بخواهى ، بهجاى مىآورى و بر هرچيز توانايى .
34 - خدايا ! بر محمد و آل او درود فرست ، هرگاه ابرار و نيكان ياد شوند ، بر محمد و آل محمد درود فرست تا شبوروز در گردش هستند ؛ درودى كه دنبالهء آن قطع نگردد و عدد آن به شمار نيايد ،
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٢٥