مثلا نفاذ [ 1 ] كار دهقان هم بي از آن ممكن نگردد ، در اين آيت بيامده است ، و كدام إعجاز ازين فراتر ، كه اگر مخلوقي خواستي كه اين معاني در عبارت آرد بسي كاغد مستغرق گشتي و حقّ سخن بر اين جمله گزارده نشدي ؛ در حال ايمان آورد و در دين منزلت شريف يافت . و واضح فرمان كه بر ملازمت سه خصلت پسنديده مقصور است و نهى [ كه ] بر مجانبت از سه فعل نكوهيده مشتمل پوشيده نماند و بتقرير و ايضاح آن حاجت نباشد . و در ترجمهء سخنان اردشير بابك ، خفّف [ 2 ] اللَّه عنه ، آوردهاند كه : لا ملك إلَّا بالرّجال ، و لا رجال إلَّا بالمال ، و لا مال إلَّا بالعمارة ، و لا عمارة إلَّا بالعدل و السّياسة [ 3 ] ؛ معني چنان باشد كه :
ملك بي مرد مضبوط نماند ، و مرد بي مال قائم نگردد ، و مال بي عمارت بدست نيايد ، و عمارت بي عدل و سياست ممكن نشود . و بر حسب اين سخن ميتوان شناخت كه آلت جهان گيري مالست و كيمياى مال عدل و سياست است . و فايده در تخصيص عدل و سياست ، و ترجيح آن بر ديگر اخلاق ملوك ، آنست كه ابواب مكارم و انواع عواطف را بي شكّ نهايتي است ، و رسيدن آن بخاصّ و عامّ تعذّر ظاهر دارد ، و لكن منافع اين دو خصلت كافّهء مردمان را شامل گردد ، و دور و نزديك جهان را از آن نصيب باشد ، چه عمارت نواحي ، و مزيد ارتفاعات [ 4 ] ، و تواتر دخلها ، و إحياى موات ، و ترفيه درويشان ، و تمهيد اسباب معيشت و كسب ارباب حرفت ، و امثال و اخوات آن ، بعدل متعلَّق است ، و امن راهها ، و قمع [ 5 ] مفسدان ، و ضبط مسالك ، و حفظ ممالك ، و زجر [ 6 ] متعدّيان ، بسياست منوط ، و هيچ چيز بقاي عالم را از اين دو باب قويتر نيست ، و نيز كدام نكوكاري را اين منزلت تواند بود كه مصلحان آسوده باشند و مفسدان ماليده [ 7 ] ؟ و هرگاه كه اين دو طرف بواجبي رعايت كرده آيد كمال كامگاري حاصل آيد ، و دلهاى خاصّ و عامّ و لشكري و
شرح
[ 1 ] . نفاذ روان گشتن و گذشتن .
[ 2 ] . خفّف اللَّه عنه خدا بار ( عذاب ) او را سبك كناد .
[ 3 ] . لا ملك . . . ترجمه اش در متن آمده است .
[ 4 ] . ارتفاعات غلَّه و محصولي كه از باغ و زمين و مستغلّ بردارند ؛ و نيز عايدات مملكتي .
[ 5 ] . قمع بقهر و جبر كسي را باز داشتن و خوار و شكسته كردن ، مقهور كردن .
[ 6 ] . زجر باز داشتن و باز زدن كسي و بيرون راندن .
[ 7 ] . ماليده از ماليدن بمعني مجازات كردن و كيفر بدكاري كسي را دادن و او را سركوب كردن .