أبي سعيد مسعود ابن السّلطان الماضي يمين الدّولة و امين الملَّة نظام الدّين كهف المسلمين أبي القاسم محمود ابن الأمير العادل ناصر الدّين و الدّولة أبي منصور سبكتگين عضد خليفة اللَّه أمير المؤمنين أعزّ اللَّه أنصاره و ضاعف اقتداره آراسته گردانيده است و جناح احسان و انعام او بر عالم و عالميان گسترده و نوبت جهانداري به حكم استحقاق ، هم از وجه ارث و هم از طريق اكتساب ، به دو رسانيده و خلايق أقاليم را در كنف [ 1 ] حمايت و رعايت او آورده و ضعفاى امّت و ملَّت را در سايهء عدل و سامهء [ 2 ] رأفت او آرام داده و عنان كامگاري و زمام شهرياري به إيالت و سياست او تفويض كرده و عزايم پادشاهانه را به أمداد فتح مبين و تواتر نصر عزيز مؤيّد گردانيده ، تا بهر طرف كه حركتي فرمايد ظفر و نصرت لوا و رايت او را استقبال و تلقّي واجب بينند و مآثر [ 3 ] ملكانه كه در عنفوان جواني و مطلع عمر از جهت كسب ممالك بجاى آورده است امروز قدوهء ملوك دنيا و دستور پادشاهان گيتي شده ست .
قاد الجياد لخمس عشرة حجّة
و لداته إذ ذاك في أشغال
قعدت بهم همّاتهم و سمت به
همم الملوك و سورة الأبطال
[ 4 ]
اى بيك حمله گرفته ملك عالم در كنار
آفتاب خسرواني سايهء پروردگار
و بر أثر آن [ 5 ] اگر ديو فتنه در سر آل بو حليم جاى گرفت تا پاى از حدّ بندگي بيرون
شرح
[ 1 ] . كنف پناه است و پناهگاه .
[ 2 ] . سامه از آنچه رشيدي و سروري و مؤلَّف برهان قاطع و غير آنها گفتهاند و از شواهدي كه از شعر قدما آوردهاند بر ميآيد كه بمعني پناهگاه و جاى امن است و شايد تعبير رشيدي درست باشد كه « خطَّي و دائره اي كه پناهگاه و امان جاى مردم باشد و وقت ضرورت و واقعهء سخت بدان پناه جويند » .
[ 3 ] . مآثر جمع مأثرة بزرگواريها و كارهاى نامآور .
[ 4 ] . قاد الجياد . . . او بپانزده سالگي به پيشروي اسپان نيك رو مشغول بود و همسالان او در آن وقت در كارهائي بودند ( مناسب بچگان ) ؛ ايشان را همّتهاى ( پست ) ايشان بنشاند و او را همّتهاى پادشاهانه و سطوت و حملهء دليرانه اش بالا ميبرد . الأشغال كه در بعضي نسخ كليله و شرحهاى ابيات آن آمده است مناسب نيست ( شرح يميني ج 1 ص 36 ديده شود ) .
[ 5 ] . بر اثر آن يعني در دنبال و بر عقب آن هنر نمائيهاى عهد جواني . در اين تعبير لفظ « اثر » بفتحتين خوانده مىشود ، در فارسي چنان كه حافظ گويد : بر اثر صبر نوبت ظفر آيد ؛ و در عربي چنان كه شاعر گويد :فإذا ولَّى أبو دلف
ولَّت الدّنيا على أثره.