و چون ميبايست كه اين ملَّت مخلَّد ماند و ، ملك اين أمّت [ 1 ] بهمهء آفاق و أقطار زمين برسد و ، صدق اين حديث كه يكي از معجزات باقي است جهانيان را معلوم گردد : قال النّبي صلَّى اللَّه عليه و آله « زويت لي الأرض فأريت مشارقها و مغاربها و سيبلغ ملك أمّتي ما زوي لي منها » [ 2 ] ، خلفاى مصطفى را صلَّى اللَّه عليه و رضي عنهم در امر و نهى و حلّ و عقد دست بر گشاد ، و فرمان مطلق ارزاني داشت ، و مطاوعت ايشان را بطاعت خود و رسول ملحق گردانيد ، حيث قال عزّ و جلّ : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا الله وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ ) * [ 3 ] ، كه تنفيذ [ 4 ] شرايع دين و إظهار شعاير حقّ بي سياست ملوك دين دار بر روى روزگار مخلَّد نماند ، و مدّت آن مقرون به انتهاى عمر عالم صورت نبندد [ 5 ] ، و اشارت حضرت نبوّت بدين وارد است كه : الملك و الدّين توأمان [ 6 ] . و بحقيقت ببايد شناخت كه ملوك اسلام سايهء آفريدگارند ، عزّ اسمه ، كه روى زمين بنور عدل ايشان جمال گيرد ، و بهيبت و شكوه ايشان آباداني جهان و تألَّف [ 7 ] أهواء متعلَّق باشد ، كه به هيچ تأويل حلاوت عبادت را آن اثر نتواند بود كه مهابت شمشير را ، و اگر اين مصلحت بر اين سياقت رعايت نيافتي نظام كارها گسسته گشتي ، و اختلاف كلمه ميان أمّت پيدا آمدي ، و چنان كه در طباع مركَّب است هر كسي به راى خويش در مهمّات اسلام مداخلت كردي ، و اصول شرعي و قوانين ديني مختلّ و مهمل گشتي ، و عمر بن الخطَّاب ميگويد : ما يزع السّلطان أكثر ممّا يزع القرآن [ 8 ] ، و اقتباس اين
شرح
[ 1 ] . أمّت جماعتي و قومي كه از حيث نژاد و دين و تعلَّق بيك مملكت به يكديگر وابسته و با هم متّحد و متّفق باشند .
[ 2 ] . زويت . . . زمين از براى من درنورديده و جمع كرده شد ، پس به چشم من آورده شد مشرقهاى آن و مغربهاى آن ، و زود باشد كه پادشاهي أمّت من بتمامي آن جايها برسد كه از براى من درنورديده شد .
[ 3 ] . يا أيّها الَّذين . . . اى شما كه بگرويدهايد ، فرمان بريد خداى را و فرمان بريد پيغمبر را و خداوندان كار و خداوندان فرمان خويش را ( سوره نساء ( 4 ) آيهء 59 ) .
[ 4 ] . تنفيذ مجرى گردانيدن و رواج دادن و روان كردن .
[ 5 ] . صورت نبستن در اينجا به آن معني است كه ميگوئيم صورت نگرفتن ، و باشد كه صورت نبندد بمعني « بتصوّر در نميآيد » استعمال شود . 6 / 14 ح و 8 / 2 ح نيز ديده شود .
[ 6 ] . الملك و الدّين توأمان پادشاهي و دين دو ( برادر ) همشكمند ؛ امّا اين گفته حديث نبوي نيست و منسوب به اردشير بابكان است .
[ 7 ] . تألَّف أهواء بهم خو گرفتن و با هم سازگار شدن آرزوها .
[ 8 ] . ما يزع السّلطان إلخ آنچه سلطان ( يعني حكومت و قدرت دولتي ) آدميان را از آن باز ميدارد ( از قبايح و معاصي ) بيش از آنست كه قرآن از آن باز ميدارد . اين گفته از عثمان بن عفّان است .