نحويان را دربارهء اين واژه سخن بسيار است و اين از جمله جاهايى است كه ابن سراج بر كتاب « ابنيهء » [ سيبويه ] خرده گرفته است و من سخنان ايشان را به گستردگى در كتاب خودم به نام « نهاية العجب فى ابنية كلام العرب » ياد كردهام .
تنوق
[ ت ] : ( با قاف ) جايگاهى در نعمان نزديك مكه است .
تنونيه
[ ت ى ] : از ديههاى حمص است . عبد اللّه پسر بشر مازنى از ياران پيامبر ( ص ) به سال 96 در آنجا درگذشت و گورش در آنجاست . منزل او در « دار قنافه » در حمص بود .
تنوهه
[ ت ه ] : ديهى در مصر در كرانهء نيل ، آنجايى كه به سوى « رشيد » مىرود برابر « مخنان » در كرانهء باخترى است و برابر آن در خاور اين رود ( نيل ) كه به سوى خاور مىرود روستا و سرزمين « جون » است .
تنهاة
[ ت ] : جايگاهى به نجد است . صفّيه كه شاعرترين زنان بود و دختر خالهء مازنى مازن پسر مالك پسر عمر پسر تميم آنگاه در سرزمين « بشر » از جزيره مىزيست به ياد خانوادهء خود در نجد چنين مىسرايد :
نظرت و اعلام من البشر دونها * بنظرة اقنى الانف حجن المخالب
سما طرفه و ازداد للبرد حدّه * و امسى يروم الامر فوق المراقب
[ 882 ]
لا بصر وهنا نار تنهاة اوقدت * بروض القطا و الهضب هضب التناضب
ليا لينا اذ نحن بالحزن جيرة * باقبح حرّ البقل سهل المشارب
و لم يحتمل الّا اباحت رماحنا * حمى كلّ قوم احرزوه و جانب « 1 »
تنهج
[ ت ه ] : نام ديهى در آغاز « بلقاء » در سرزمين دمشق است كه دژى دارد و شاعرى به نام خالد پسر عبّاد معروف به « ابن ابى سفيان » در آنجا مىزيست . اين گفتهء حافظ ابو القاسم است .
تنيس
[ ت ن ن ] ( با سين بىنقطه ) : جزيرهاى است در درياى مصر نزديك خشكى ميان « فرما » و « دمياط » كه فرما در خاور آن جا دارد . « 2 » منجمان گويند در درازاى 54 درجه و پهناى 31 درجه و 1 / 3 درجهء جغرافيايى در اقليم سوم است .
حسين پسر محمد مهلّبى گويد : حال تنيس حال دمياط است جز آن كه اين مهمتر از آن است . در اينجا پارچههاى رنگين و فرش بوقلمون مىبافند و درياچهاى كنار آن قرار دارد به اندازهء يك روز ضرب در يك نيمه روز راه است . آب آن در بيشتر اوقات سال شور است زيرا كه آب درياى روم ( مديترانه ) هنگام وزش باد شمال بدان درآيد و چون آب نيل در زمستان بدان سوى رود و بادهاى باخترى بوزد درياچه تهى گردد و كرانهء درياچه به اندازهء دو بريد نمك نشيند تا اين كه از فرما دور شود . در اين هنگام مردم آب را در آب انبارها براى تمام سال نگاه دارند . دريانوردان اين درياچه چنان دقيق هستند كه براى يك سفر در دو جهت گوناگون با يك جريان باد در يك روز به راه مىافتند . پس دو كشتى با يكديگر در راههاى گوناگون در يك چشم بر هم زدن برخورد مىكنند . او مىگويد : در تنيس پشههاى موذى نباشد زيرا آن سرزمين شور و نمكزار است .
در برخى تاريخها دربارهء تنيس خواندهام كه بنيانگزارى با روى تنيس در ربيع الاول سال 230 آغاز شده است . در آن
هامش
( 1 ) . من از « بشر » كه سرماى بسيار دارد به آنجا مىنگرم . . . و آتش « تنهاة » را مىبينم كه در « روض القطا » و تپههاى « تناضب » روشن است و به ياد شبهاى اندوهبار هستم .
( 2 ) . ابو القاسم عبد المحسن بن عثمان بن غنائم خطيب كتاب « العروس فى فضائل تنّيس » را در فضائل شهر در حدود سال 400 - 413 هجرى نگاشت . ( ذيل تاريخ ادبيات بروكلمان : ج 1 : ص 548 ؛ الاعلان سخاوى : 2 : 300 )