باب تا و غين و آنچه پس از آنهاست
تغلمان
[ ت ل ] : ( به وزن تثنيهء تغلم ) . جايگاهى در شعر كثيّر است كه چنين مىسرايد :
و رسوم الدّيار تعرف منها * بالملا بين تغلمين فريم « 1 »
تغلم
[ ت ل ] : ( مفرد تثنيهء مادهء پيش ) . گويند نام زمينى است پيوسته به « تقيّده » . زمخشرى آن را با عين بىنقطه آورده .
مرقّش چنين مىسرايد :
لم يشج قلبى من الحوادث الّا * صاحبى المقذوف فى تغلم « 2 »
[ 857 ]
تغن
[ ت غ ] : نام جايگاهى است كه در رجز اغلب عجلى شاعر آمده است .
تغوث
[ ث ] : ( با ثاء در پايان ) . به گفتهء حازمى نام جايگاهى در سرزمين حجاز است .
هامش
( 1 ) . آثار بازماندهء آن ديار ميان « تغلمين » و « ريم » هنوز پيداست . چ ع 4 : 627 : 10 .
( 2 ) . دل مرا از رخدادها نسوزانيد مگر دوستم كه در « تغلم » مجروح شد .