باب تا و صاد و آنچه پس از آنهاست
تصلب
[ ت ل ] : ( با باى تك نقطه ) . نام آبى در نجد از آن بنى انسان از قبيلهء بنى جشم پسر معاويه پسر بكر بن هوازن است . شاعر گويد :
تذكّرت مشربها من تصلبا * و من بريم قصبا مثقّبا « 1 »
ابو زياد كلابى گويد : « تصلب » از آبهاى بنى فزاره است كه « حرث » خوانده مىشود و اين شعر را به گواه مىآورد :
يا ابن ابى المضرب يا ذا المشعب * تعلّمنّ سقيها بتصلب « 2 »
تصيل
[ ت ] : سكرى گويد : « تصيل » چاهى در ديار هذيل است و برخى آن را شاخهاى از درهء وادى دانند .
مذال پسر معترض گويد :
و نحن منعنا من تصيل و اهلها * مشاربها من بعد ظمأ طويل « 3 »
هامش
( 1 ) . آبشخور خود را در « تصلب » و « بريم » به ياد آورد . . . مكرر چ ع 1 : 601 : 9 .
( 2 ) . اى فرزند ابو مضرب ! آبيارى آن را در « تصلب » خواهى آموخت .
( 3 ) . ما آب را بر مردم « تصيل » بستيم و آنها را مدتهاى دراز تشنه گذاشتيم .