تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤

اودن

[ ا د ] با نون . احمد پسر طيب گويد ، [ اودن ديهى بزرگ در پاى كوهى ميان مرعش و فرات است ] . ابو بكر پسر موسى گويد : [ اودن ( اد ) با دال بىنقطه و نون پايانين ديهى از بخارا است . ] بدانجا نسبت دارد : ابو منصور احمد پسر محمد پسر نصر اودنى « 1 » بخارايى . او از عبد الرحمن پسر صالح ، و از يحيا پسر محمد لولوى ، و از موسى پسر قريش تميمى و جز ايشان روايت مىكرد . داوود پسر محمد پسر موسى اودنى از وى روايت دارد . او به سال 303 درگذشت .

اودنه

[ ا د ن ] با دال بىنقطه . ابو سعد گويد ديهى از بخارا است . از آنجاست : 1 ) ابو بكر محمد پسر عبد الله پسر محمد پسر نصر پسر ورقاء اودنى « 2 » ، پيشواى پيروان شافعى در زمان خود بود . او در ماه ربيع الاوّل سال 385 به بخارا درگذشت . 2 ) ابو سليمان داود پسر محمد پسر موسى پسر هارون فقيه حنفى اودنى « 3 » ، او از عبد الرحمن پسر ابو ليث روايت داشت و پيشواى زمان بود . من [ ( ياقوت ) ] گويم : گمان دارم كه اين واژه با پيشين يكى باشد و زبر و پيش براى همزه از اختلاف روايتها بود .

اوديّه

[ ا د ى ى ] آبى است مر بنى غنى پسر اعصر . اوذ با ذال نقطه‌دار . شهرى از بخشهاى ارّان ، از مناطق فتح شده توسط سليمان پسر ربيعه . نيز گويند : اوذ ، از دژهاى نامبردار قزوين است . نصر گويد : درست آنست كه واو پس از ذال باشد .

اوذغست

[ ا ذ غ ] با ذال و غين نقطه‌دار و سين بىنقطه و تاى دو نقطه بالا . ابن حوقل گويد : [ در پايين « لمطه » در كشور مغرب « تا مدلت » است ، و در جنوب آن اوذغست شهرى است و در باختر آن « اوليل » باشد . از سجلماسه تا اوذغست ده ماه راه به سوى باختر است ، كه برابر سوس دور است ، گويى اين دو با سجلماسه يك مثلث دو ساق بلند مىسازند كه ساق كوتاهشان [ 400 ] ميان سوس و اوذغست باشد . شهرى زيبا همانند مكه در ميان دوكوه است . مهلبى گويد : [ اوذغست شهرى ميان دو كوه است در دل بربرستان در جنوب سجلماسه است ميان اين دو ، چهل و اند مرحله در بيابان شن‌زار ، با چند آب معين است كه در برخى از آنها چند خانوار بربر زندگى دارند . اوذغست بازارها دارد و شهرى مهم است ، جهانگردان از اطراف بدان سو آمد و شد دارند . مردمش مسلمانند ، قرآن خوانند و فقه آموزند ، مسجدها با نماز جماعت دارند . ايشان به دست مهدى عبيد الله « 4 » مسلمان شدند و پيش از آن كافر آفتاب‌پرست « 5 » بودند و حيوان مرده و خون را مىخوردند . باران ايشان در تابستان است و بدان گندم و ذرت و ارزن و لوبيا بكارند . در اين سرزمين نخل بسيار است . سودان در خاور ايشان باشد و در باختر ايشان درياى محيط ( آتلانتيك ) است در شمال باخترى ايشان كشور سجلماسه و در جنوب ايشان كشور سودان است .

اوراس

- با سين بىنقطه . كوهى در سرزمين افريقيه است و در آن چند شهر و قبيله‌هايى از بربر زندگى مىكنند .
هامش
( 1 ) . ش . ش : 493 . ( 2 ) . ش . ش : 2731 . ( 3 ) . ش . ش : 1087 . ( 4 ) . عبيد الله مهدى فاطمى ( 259 - 322 ) است . ياقوت همه جا لقب فاطمى را حذف مىكند . ( 5 ) . ميترائيستها باقيمانده از نسل مردمان سده‌هاى آغازين ميلاد در شمال آفريقا بودند .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 354 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى