تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

أريليه

[ ا ل ى ] با دو ياى دو نقطه بىتشديد و در پايان‌ها . دژى است ميان « سرتّه » و « طليطله » در اندلس ، ميان آن و هر يك از آن دو ده‌فرسنگ است . فرنگيان در سال 533 بر آن دست يافتند .

اريم

[ اى ] بر وزن افعل و احمد . جايى نزديك مدينه است . بن هرمه گويد :
بادت كما باد منزل خلق * من بين اريم فذى الحلفه « 1 »

ارينبات

[ ا ر ن ] با ياى دو نقطه و باى يك نقطه و تاى دونقطه . نام جايى است كه در شعر عنتره ديده مىشود :
وقفت و صحبتى بأرينبات * على اقتاد عوج كالسّمام
فقلت تبيّنوا ظعنا اراها * تحلّ شواحطا جنح الظّلام
و قد كذبتك نفسك فاصدقنها * لما منّتك تغريرا قطام « 2 »
[ 230 ]

ارين

[ ا ] « خيف الارين » در حديث بوسفيان آمده است كه « خيف الارين » را به من اقطاع داد تا آن را پر از خرما سازم . ارين گياهى همانند خطمى است ، مىتواند نيز جمع « اران » به معنى جنازه باشد .

ارينه

[ ا ر ن ] از بخشهاى مدينه است ، كثيّر چنين مىسرايد :
و ذكرت عزّة اذ تصاقب دارها * برحيّب فارينة فنخال « 3 »
اين واژه به شكل « ارابن » نيز نقل شده است كه بگذشت .

ارينبه

[ ا ر ن ب ] با نون و باى يك نقطه و ها . نام آبى است مرغنى پسر اعصر پسر سعد پسر قيس ، نزديك دره‌ها است . اريوجان : ضبط آن را نمىدانم ، مسعر گويد : شهرى نيكو در خورهء ماسبذان ، سمت راست « حلوان » براى كسى است كه به سوى همدان رود در بيابان ميان كوهستانى پر درخت و داراى ذغال و كبريت و زاغ و به ورق و نمك است . آب از « بندينجين » مىآيد و نخلستان را سيراب مىكند . از آنجا تا « رذّ » كه گور مهدى عباسى در آن است چند فرسنگ و نزديك سيروان است .

اريول

[ ا ] شهرى به خاور اندلس در بخش تدمير . بدانجا منسوب است بوبكر عتيق پسر احمد پسر عبد الرحمن ازدى اندلسى اريولى « 4 » كه به اسكندريه آمد و بوطاهر احمد پسر سلفه حافظ از او ديدار كرد ، سپس به مكه شد و سالها مجاورت گزيده براى مالكيان اذان مىگفت سپس به مغرب بازگشت و خبر از وى نيامد .
هامش
( 1 ) . نابود شد ، چنان كه خانهء ويران در ميان « اريم » و « ذى الحلفه » نابود شد . ( 2 ) . من با يارانم بر « ارينبات » كنار خارهاى سوزنى ايستاده گفتم ببينيد آن كجاوه‌ها در تاريكى از آن كيست ؟ دل به تو دروغ گفت ولى تو به او به راستى بگو كه « قطام » ترا فريب داده است . ( 3 ) . عزت را به ياد دارم كه خانه‌اش در « رحيب » به « ارينه » و « نخال » نزديك شده است . اين شعر در چ ع 1 : 181 : 8 نيز بگذشت . ( 4 ) . ش . ش : 1844 .