باب همزه و ث سه نقطه و آنچه پس از آنهاست
اثارب
[ ا ر ] هموزن با جمع اثرب به معنى پيه كه بر شكم برآيد . گويند : [ اثرب الكبش - گوسفند پيه برآورد ] پس آن را « اثرب » خوانند . و جمع جمع آن را نام يك جايگاه نهادهاند ، چنان كه هموزن آن [ احاوص ] را در اين مصرع مىبينيم : [ فياعبد عمرو لو نهيت الا حاوصا ] . اين واژه نام دژى است در ميان « حلب » و « انطاكيه » كه پيرامن سه فرسنگ از حلب بدور است .
بدانجا منسوبست :
1 - بو المعالى محمد پسر هيّاج پسر مبادر پسر على آثاربى « 1 » انصارى [ 115 ] اين دژ اكنون ويرانه است ، در كوهپايهء آن ديهى بدين نام است كه محمد پسر نصر پسر صغير قيصرانى دربارهء آن چنين سروده است :
عرجا بالاثارب * كى اقضى مآربى
و اسرقا نوم مقلتى * من جفون الكواغب
وا عجبا من ضلالتى * بين عين و حاجب « 2 »
2 - نيز از آنجا است حمدان پسر عبد الرحيم اثاربى « 3 » كه پزشك و اديب و شاعر بود ، يك تاريخ نيز نگاشته است . او به روزگار طغندكين فرمانرواى دمشق پس از سال پانصد مىزيست و من او را در واژهء معراثا « 4 » بيش از اين گزارش دادهام .
اثافت
[ ا ف ] با تاى دو نقطه بالا . نام ديهى در يمن ، داراى تاكستان بسيار . همدانى گويد : [ آن را اثافه با « ها » نيز گويند ] ، ولى با تا بيشتر به كار مىرود . او از گفتهء رئيس كبارى از مردم اثافت نقل مىنمود كه در دوران جاهليت آن را « درنا » مىناميدند ، و اعشى در اين شعر آن را خواسته است :
اقول للشّرب فى درنا و قد ثملوا * شيموا و كيف يشيم الشّارب الثّمل « 5 »
اعشى در آنجا به بازرگانى مىپرداخت و كارگاه شيره كشى داشت و انگورى را كه مردم اثافه به دو مىبخشيدند شراب
هامش
( 1 ) . ش . ش : 2975 .
( 2 ) . دوستان ! به « اثارب » برويم تا به آرزوهايم برسم و چشمان دختركان خواب از ديدگانم بربايد تا شما از سبب گمراه شدن من در ميان چشم و ابرو در شگفت بمانيد .
( 3 ) . ش . ش : 1004 .
( 4 ) . چنين گزارشى در معراثا ديده نمىشود .
( 5 ) . به ميخواران « درنا » هشدار مىدهم ولى مستان را هوش كجا بود ؟ اين شعر در چ 4 ، ج 2 ، ص 569 ، س 21 نيز ديده مىشود .