اتنوهه
[ ا ه ] از ديههاى مصر ، در بخش « منوفيه » باختر است ، كه به « مسجد خضر » نيز شناخته مىشود . در مصر جايى به نام « ابيوهه » نيز هست كه ياد شد .
اتيده
[ ا ت د ] به صورت مصغّر . نام جايى از سرزمين قضاعه در بيابان شام است ، نام آن در اين شعر آمده است :
نجاء كدرّ من حمير اتيدة * يقابله و الصّفحتين ندوب « 1 »
« كدّر » به معنى خر درشت اندام است . من اين واژه را با ثاى سه نقطه در شعر عدى پسر رقّاع « 2 » نيز ديدهام كه به خامهء اين خلجان نوشته شده بود :
اصعدن فى وادى اتيدة بعد ما * عف الخميلة و اخزألّ صواها « 3 »
اتيّم
[ ا ت ى ى ] آبى است در باختر سلمى كه يكى از دو كوه طى است .
هامش
( 1 ) . چشمهاى گرسنهء خرهاى كدرّ اتيده را روبهرو دارد . . .
( 2 ) . متن : « عدى بن زيد » تصحيح از چ ع ، ج 1 ، ص 114 س 15 ) كه همين شعر را به عدى پسر رقاع نسبت مىدهد . نيز همين ابن خلجان كه نامش در اين كتاب تنها در دو جا آمده است در چ ع ، ج 2 ، ص 155 ، س 5 شعرى از پسر رقاع نقل مىكند نه پسر زيد .
( 3 ) . آنان از درهء « اتيده » بالا آمدند و تپهها را زير پا نهادند . اين شعر در چ ع : 1 : 120 : 11 ديده مىشود .