اذا ما سقى الله البلاد و اهلها * فخصّ بسقياها بلاد ابيورد
فقد اخرجت شهما خطيرا باسعد * مبر على الأقران كالاسد الورد
فتى قد سرت فى سرّ اخلاقه العلى * كما قد سرت فى الورد رائحة الورد « 1 »
گشودن ابيورد به دست عبد اللّه پسر عامر پسر كرنز به سال 31 ه . روى داد و گفتهاند پيش از آن سال به دست احنف بن قيس تميمى بوده است .
ابيوهه
( ا ه ) : ديهى در اشموفين ( - اشمون ) در صعيد مصر است كه اتنوهه نيز خوانده شده است و خواهد آمد .
هامش
بو المظفر ياد شده در بالا .
( 1 ) . هنگامى كه خداوند به شهرها بركت دهد « ابيورد » را ويژگى دهاد كه بزرگانى چون بوسعد بيرون داد كه بر همگنان چون شير برترى داشت .
بزرگوارى در خوى او همچون بوى خوش در گل جاى داشت .