تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
گفته‌اند : [ حق دارد آن را تغيير دهد هر چند سنّتى كهن باشد ، زيرا پيشوا حق تغيير هر سنّت مباح را كه مسلمانان نهاده باشند نيز دارد چه رسد به سنّت كافران . ] اين گزارش نيز براى زمين خراجى بسنده است .

شش گونه زمين عشرى و حكم آن :

1 ) سرزمينى كه مردمانش هنگامى مسلمان شدند كه زمين در دست ايشان بوده مانند « يمن » و مدينه و طايف . چيزى كه بر اين مردم واجب است پرداخت يك دهم است . دسته‌اى از فقيهان ، برخى از سرزمين‌هاى عرب را نيز به حكم عشرى داخل كرده‌اند ، زيرا هنگامى كه پيامبر ( ص ) گروهى از عربها را ميان تسليم و كشته شدن مخيّر نمود ، ما بين ايشان فرق نهاد و به مردم طايف كه به خواست خود اسلام را پذيرفتند امتيازهايى داد كه به ديگران نداد ، از جمله پذيرفت تا اراضى ايشان را حريم شمرند و قبيله‌هايشان را جابجا نكنند و اميرى بيگانه بر ايشان نگمارند ، در صورتى كه بخشى از دارايى « دومة الجندل » را مصادره كرده و دژ ايشان [ 51 ] و سلاح و اسبانشان را بگرفت ، هر چند ايشان بىزور و با ميل خود اسلام آورده بودند ، ولى چون تمايل به اسلام پس از چيرگى مسلمان بر سرزمينشان پيدا شده بود ، از خيانت ايشان مىترسيد و خلع سلاحشان كرد . همين كار را بوبكر با اهل ردّه كرد و پس از شكست ، ايشان را ميان جنگ سركوبگرانه و تسليم سربزيرانه مخير كرد ، و لذا همهء سلاحها و چارپايانشان را بگرفت . 2 ) هر مسلمانى كه زمين‌هاى مرده ( باير ) كه ملك مسلمان ديگر يا ذمّى ديگر نباشد زنده و آباد سازد ، پرداخت عشر محصول آن از او خواسته مىشود . 3 ) زمينى كه پيشوا به يك مسلمان به عنوان اقطاع بدهد و او در آن تصرف كند ، پرداخت زكات بر او واجب مىشود و آن عشر محصول است . 4 ) زمينى كه با زور گرفته شود و به وسيلهء پيشوايان ، ميان مسلمانى كه در جنگ شريك بودند تقسيم شود . 5 ) برخى از املاك خالصه پادشاه ساسانى و خاندان او در سرزمين سواد كه عمر خطاب جدا كرده و به كسانى بخشيد . « 1 » 6 ) برخى سرزمين‌هاى مرزى كه دشمنان از آن گريخته و مسلمانان در آن سكونت گزيده‌اند .

چند گونه خمس :

1 - خمس غنيمت ، كه پيامبر آن را برمىداشت . 2 - خمس درآمد « معدن - كان » . واژهء معدن از ريشهء « عدن بالمكان - يعنى در آن‌جا زندگى كرد و سكونت گزيد ، مانند معدن زر و سيم و آهن و مس . پس بر هر آنچه كه از خاك زمين با كندن و كاويدن بدست آيد خمس هست . 3 - هر آنچه از دريا بيرون افتد مانند « عنبر » كه گويى بخشش دريا است ، دادن خمس آن واجب است . 4 - و از آن است عشريه‌اى كه راهداران از دارايى مسلمانان و كافران ذمى يا حربى كه به نام بازرگانى جابجا مىشود ، مىستانند .
هامش
( 1 ) . نام چند تن از ايشان در ص 44 پانوشت 2 گذشت . ياقوت نيز داستان يكى از ايشان « رفيل » را در چ ع 4 : 839 س 16 ياد كرده است .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 47 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى