پاسخ داد : « من » . او از سران و بزرگانى كه صاحب جاه و مال بودند نهراسيد .
استهزا و مسخره آنان را كوچك شمرد ؛ درحالىكه در آن زمان چيزى جز همت بلند و استعدادهاى خدايى نداشت . عقّاد در كتاب « عبقرية الإمام » مىنويسد : « امام عليه السّلام در سن كودكى و پيش از آنكه مردى شده باشد ، مىدانست كه او شخصيت مهم و تأثيرگذارى در اين جهان است ؛ نيرويى كه پناهخواهان به آن پناه مىبرند . دليل اين مطلب آن است كه بزرگان قريش گرد پيامبر جمع شده و او را از كارش برحذر داشته و انكارش مىكردند . پيامبر نيز به اطراف مىنگريست و ياورى مىجست . در اين بين تنها على ده ساله بود كه بىپروا از بزرگان و سرشناسان به او لبيك گفت . . . . على در پنجاه يا شصت سالگى نيز بسان ده سالگى بلند همت بود . » « 1 »
از ابى هريره روايت شده است : به هنگام نزول آيه « خويشاوندان نزديكت را انذار كن » « 2 » رسول خدا قريش را فراخواند . همين كه گرد آمدند ، آنان را يكبهيك خطاب كرده و فرمود : اى بنى كعب بن لؤى ، خود را از آتش نجات دهيد ، اى بنى عبد مناف ، خودتان را از آتش برهانيد ، اى بنى عبد المطّلب ، خود را از آتش برهانيد ، اى فاطمه ! خودت را از آتش نجات بده . به راستى كه من بر شما ولايتى ندارم ، جز آن كه بين ما پيوند خويشاوندى برقرار است . « 3 »
هامش
( 1 ) . عبقرية الإمام ، ص 85 .
( 2 ) .وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَشعرا / 26 : 214 .
( 3 ) . صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 7 ؛ صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 133 ؛ الدّر المنثور ، ج 5 ، ص 96 .