تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
و اهل آن دشمن است .

470 - و قال عليه السلام : « شرّ الإخوان من تكلّف له . »

ترجمه : بدترين دوست كسى است كه برايش به رنج و زحمت افتى . شرح : شريف رضى مىگويد : زيرا تكليف افزون بر توان ، سبب زحمت مىشود و آن از دوستى كه انسان برايش به سختى مىافتد ، جدايى ناپذير است . ازاين‌رو ، او بدترين دوست به شمار مىآيد . دوست حقيقى ، از سنگينى بار رنج و غصه دوست خود مىكاهد . بنابراين ، اگر كسى اندوهى بر اندوه گذشته و بارى بر بار پيشين بيافزايد ، رفاقتى گذرا دارد و دنبال سود خويش است ؛ اگر اميد خير برود نزديك مىشود و اگر نوميد شود ، پشت مىكند .

471 - و قال عليه السلام : « إذا احتشم المؤمن أخاه فقد فارقه . »

ترجمه : هرگاه مؤمن برادرش را به خشم آورد ، به يقين از او جدا شده است . شرح : شريف رضى مىگويد : « حشم » و « أحشمه » ؛ يعنى او را به خشم آورد و برخى گفته‌اند : يعنى او را شرمنده ساخت و « احتشم » به معناى فراهم آوردن خشم يا شرمندگى است كه زمينه جدايى را پديد مىآورد . » مراد از « احتشام » در اين‌جا مصلحت‌انديشى ، پرهيز ، بىالفتى و جدايى است كه آن دليلى محكم بر بىاعتمادى و بىصداقتى است . به بيان ديگر ، اگر نيت صادقانه و اعتماد و علاقه‌اى راستين مىبود ، قيدوبندها و دورى از هم نبود .