تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
ستمكارى و بيدادگرى بپرهيز كه ستم مردمان را به آوارگى كشاند و بيداد به شمشير مىانجامد . شرح : « الحيف » عطف تفسيرى بر « العسف » است ؛ مقصود از « الجلاء » ترك ديار براى فرار از ستم و سركشى است . معناى سخن چنين مىشود : به هيچ‌يك از مردم ستم نكن ، زيرا اين‌كار ، سبب انقلاب و يا هجرت هموطنان مىشود كه در صورت نخست خونريزى و در حالت دوم نابودى شهرها را به دنبال خواهد داشت .

468 - و قال عليه السلام : « أشدّ الذّنوب ما استخفّ بها صاحبه . »

ترجمه : بدترين معصيت ، گناهى است كه گناهكار آن را سبك شمارد . شرح : شبيه همين كلام به همراه شرح آن ، در حكمت 347 بيان شد كه متن آن ، چنين است : « سخت‌ترين معصيت ، گناهى است كه گناهكار آن را آسان شمارد . » « 1 »

469 - و قال عليه السلام : « ما أخذ اللّه على أهل الجهل أن يتعلّموا حتّى أخذ على أهل العلم أن يعلّموا . »

ترجمه : خدا از مردم نادان عهد نگرفت كه بياموزند تا آن‌كه از دانايان پيمان گرفت كه آموزش دهند . شرح : به روشنى ، دانش و دانش‌اندوزى به خودى خود پسنديده است
هامش
( 1 ) . « أشدّ الذّنوب ما استهان به صاحبه » .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 571 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى